دانش اجتماعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥
خلاصه خانواده ركن اساسى اجتماع بشرى و پناهگاه امن و آرام زندگى انسانهاست. انسان در برابر مشكلات زندگى و ناملايمات هيجان برانگيز و مضطربكننده، نيازمند محيطى آرام و آسايشگاهى دلپذير است و آن نيز خانواده است.
به لحاظ جايگاه ويژه خانواده در اسلام و آثار و كاركردهاى مختلف آن مكتب اسلام تنها به وضع قانون اكتفا نكرده است؛ بلكه اجراى آن را با مودّت و دوستى، و گذشت و ايثار همراه كرده است.
امروزه در غرب، خواسته يا ناخواسته، سختترين و شكنندهترين ضربات بر پيكر خانواده وارد مىشود. خانواده دستخوش انواع سيهروزيها و تيرهبختيها قرار گرفته است. تقريباً همه مظاهر فرهنگى در راستاى فروپاشى خانواده قرار دارند. علوم اجتماعى و روانشناسى در خدمت شهوتپرستان و نابودكنندگان پيمان زناشويىاند.
عوامل مختلفى در تزلزل و فروپاشى خانواده در غرب دخالت دارند. كه از آن ميان برخى نمود بيشترى دارند. با پيدايش انقلاب صنعتى و روانه شدن زنان به بازار كار و جانشين شدن كارخانه به جاى خانه و انتقال اختيارات شوهر به كارفرما، خانواده مفهوم طبيعى و نقش اصلى خود را از دست داده است.
رواج فساد و بىبند و بارى و شبنشينىهاى دستجمعى و عريان شدن زنان و كامجويىهاى رايگان نامشروع و مانند آن انگيزه تشكيل خانواده و پذيرفتن مسئوليت اداره آن را از جوانان گرفته است.
پرسش ١- اسلام براى استحكام خانواده چه شيوهاى در پيش گرفته است؟
٢- دو صفت «مودّت» و «رحمت» چه نقشى در استمرار زندگى خانوادگى دارند؟
٣- عوامل اصلى فروپاشى خانواده در غرب را نام ببريد.
٤- سست شدن بنيان مذهب و رواج بىبند و بارى چه نقشى در تزلزل خانواده در غرب دارند؟
٥- آيا پرورشگاههاى مجهّز و پيشرفته مىتوانند نقش مادر را ايفا كنند؟ چرا؟