دانش اجتماعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
و در ضمن، از آن به عنوان يكى از نشانههاى خدا براى اهل تفكر ياد نمود:
«وَ مِنْ اياتِهِ انْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازواجاً لِتَسْكُنُوا الَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً انَّ فى ذلِكَ لَاياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» «١» و از نشانههاى او اينكه همسرانى از جنس خود شما براى شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد. در اين نشانههايى است براى گروهى كه تفكر مىكنند.
گرچه در آغاز تشكيل خانواده ممكن است عواملى از قبيل اطفاى غرايز جنسى، ازدياد نسل و مانند آن مؤثر باشند، اما ادامه پيوند و ارتباط زناشويى ميان همسران، نيازمند يك جاذبه و كشش قلبى و روحانى است؛ لذا آيه قرآن مىفرمايد:
«خدا در ميان شما «مودّت» و «رحمت» قرار داد و اين دو در حقيقت به منزله ملاط و مصالح ساختمانى جامعه انسانى، بويژه خانوادهاند». «٢» از همين روست كه مىبينيم استحكام و جايگاه خانواده در جوامع شرقى- بويژه در ميان مسلمانان- قابل مقايسه با جوامع مغرب زمين نيست. خاتم دكتر «ساچيكو مورآتا» «٣» ضمن بيان اين نكته كه حقوق خانواده در شرق بر آميزهاى از سنّتهاى قديمى و حقوق مدنى استوار است در حالى كه در مغرب زمين سنّت قديمى مطلقا از ميان خانوادهها رخت بربسته و با از بين رفتن سنّتها، عواطف و احساسات و روابط صميمانه زن و مرد نيز زايل خواهد شد، مىافزايد:
در كشورهاى شرقى (و اسلامى) هنوز ساختمان اجتماعى بر ساختمان خانواده مبتنى است، يعنى تأثير عامل خانوادگى زيربناى عامل اجتماعى است و اين بسيار مهمّ است (در حالى كه) در غرب خانواده به اين مفهوم تقريباً از بين رفته است. «٤»