دانش اجتماعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤
درس چهارم: تعريف و مشخّصات قاعده حقوقى و منابع حقوق انسان موجودى است اجتماعى كه بايد در ميان همنوعان خود بسر برد و بدون ديگران نمىتواند زندگى كند. به عبارت ديگر، گرايش به زندگى اجتماعى، در سرشت انسان تعبيه شده «١» و او از زمانى كه پا به عرصه گيتى نهاد، همواره گرايش به اجتماع و زندگى اجتماعى داشته است. به همين دليل، در طول تاريخ، افراد با هم زيسته، جامعه و فرد ملازم هم بودهاند.
از ويژگيهاى جامعه انسانى اين است كه امكان ظلم و تجاوز عدّهاى برديگران، پيوسته در آن وجود دارد. زيرا خواسته ها و نيازهاى افراد يك جامعه هماهنگ و همسو نيست. همه مىخواهند به طور كامل به خواسته هاى خود نايل گردند و برخى مىخواهند ازديگران كمتر ضرر ديده، بيشتر سودببرند. هر كس طالب زندگى بهتر و آسايش بيشتر است. طبيعى است كه نزاع و خصومت براى جلب منافع بيشتر و تأمين زندگى بهتر در مىگيرد. از اين رو، براى استقرار نظام و عدالت و ايجاد محيطى كه انسانها بتوانند در سايه آن، در آرامش و امنيّت بسر برده، وظايفى را كه بر عهده آنهاست به خوبى شناخته و انجام دهند، وجود قواعد و مقرّرات قانونى و حقوق لازم است.
معانى حقوق واژه «حقوق» معانى گوناگونى دارد كه در ذيل به برخى از آنها اشاره مىگردد:
١- حقوق به معنانى مجموعه قوانين و مقرراتى است كه بر روابط افراد يك جامعه حاكم مىباشد. «حق» به اين معنا، همواره به صورت جمع به كار رفته و نشان دهنده