دانش اجتماعى(1)

دانش اجتماعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١

بسيار آسيب‌پذير بود. ژاپن علاوه بر آنكه بين دو ابرقدرت تازه به دوران رسيده (آمريكا و شوروى) و چين يك ميليارد نفرى قرار داشت، هشتاد درصد وارداتش را مواد اوّليه و اساسى تشكيل مى‌داد. آمريكا با اوج‌گيرى جنگ سرد از پاييز سال ١٩٤٦، مصمّم شد با كمك به بازسازى سريع ژاپن، آن را به سنگرى عليه كمونيسم تبديل كند. انقلاب كمونيستى چين، در سال ١٩٤٩، جنگ كره در ١٩٥٠ و سپس درگيرى آمريكا در ويتنام از ١٩٥٤، روند كمك آمريكا را سرعت داد. قرارداد امنيّت آمريكا و ژاپن در سال ١٩٥٢ نيز چتر حمايتى آمريكا را شامل ژاپن كرد و ژاپنيها با استفاده از اين فرصت، بودجه بيشترى را به اقتصاد هدايت كردند. «١» * ٤- مهمترين نقاط مثبت و منفى الگوى بازسازى ژاپن‌ بهره‌گيرى از نقاط قوّت فرهنگى و اجتماعى خود، از جمله نظم، اراده، اتكاى به نفس، قناعت و نيز استفاده به موقع از اوضاع جهانى، تلاش دولتمردان براى هدايت اقتصاد در بحرانها و جهت‌دهى آن به سوى افقهاى باز از نقاط قوت بازسازى ژاپن بوده است. تنها نقطه ضعف بازسازى ژاپن، وابستگى به حمايت نظامى و امنيّتى آمريكا بود.
الگوى آلمان‌ توسعه‌طلبى ديررس آلمانيها، با مخالفت رقيبان ديگر مواجه شد. شكست آلمان در جنگ جهانى اول خسارات زيادى به بار آورد و «هيتلر» بعد از قرارداد «صلح ورساى»، از نارضايتى عمومى استفاده كرد و سوار بر موج مردم به قدرت رسيد. وى ديكتاتورى عظيمى برپا كرد و براى تبديل شدن به بزرگترين قدرت جهان به خاك همسايگانش تجاوز كرد.
١- ويرانيها و خسارات جنگ‌ علاوه بر بمباران هوايى و حملات زمينى متفقين، اجراى آخرين فرمان هيتلر يعنى «به جا نهادن سرزمين شعله‌ور» براى دشمن در ايجاد خرابى نقش داشت. از اين رو،