دانش اجتماعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٧
درس چهاردهم: الگوهاى بازسازى بررسى تجربيّات كشورهاى ديگر، اقدامى در راستاى تلاش عميق، جدّى و مستمر براى آبادانى كشورمان، ايران است تا نقاط قوّتشان را عميقاً تجزيه و تحليل كنيم و با اعتماد به خداوند قادر و توّجه به فرهنگ روح بخش اسلام، روش و ابزار متناسب بازسازى را با در نظر گرفتن شرايط و امكانات كشورمان به كار ببنديم. با همين قصد، نحوه بازسازى موفقيّت آميز دو كشور ژاپن و آلمان بررسى مىشود.
الگوى ژاپن ١- توسعه ژاپن و تخريب در جنگ جهانى دوّم ژاپن، نوسازى را از دوران امپراتور موتسوهيتو (١٩١٢- ١٨٦٧)، معروف به ميجى «١» شروع كرد. اين كشور بعد از تحولات اجتماعى و حاكميّت قانون به جاى نظام طبقاتى و نفى ارباب و رعيتى (فئوداليسم)، به سرعت به كشورى نيرومند و صاحب علم و فن تبديل شد. «٢» اين كشور در جنگهاى جهانى اوّل و دوّم شركت داشت و خسارات فراوانى متحمل شد.
دراثر جنگ جهانى دوّم، ١١٩ شهر بزرگ ژاپن ويران شد، صنايع از كارافتاد و قسمتى بزرگ از ذخاير ملّى «٣» از دست رفت. سيزده ميليون نفر بيكار شدند كه تنها سه ميليون نفر از آنها جذب كشاورزى شدند و بقيّه به دستفروشى و دلالى پرداختند. محصولات