دانش اجتماعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧
درس دوم: خانواده از ديدگاه اسلام و غرب زندگى خانوادگى بخش كوچكى از زندگى اجتماعى است. ساختار اصلى جامعههاى بزرگ بشرى بر پايه خانواده استوار است.
بر اين اساس، هيچكس در هيچيك از صحنههاى گوناگون زندگى خويش بىنياز از خانه و خانواده نخواهد بود. البته، بدون ترديد محيط خانه آنگاه به كانون خوشبختى و آسايشگاه دلپذير و آرام تبديل مىشود كه زندگى در آن بر محور پيوند قلبى نه مقررات خشك و انعطافناپذير- و اعتماد و اطمينان متقابل چرخيده، صميميّت و صداقت بر روابط افراد خانواده سايه افكند.
١- خانواده در اسلام به لحاظ اهميّت جايگاه خانواده و نقش و كاركرد آن در زمينههاى گوناگون- دينى، تربيتى، اقتصادى، اجتماعى و اطفاى غرايز جنسى- مكتب اسلام تنها به وضع و ايجاد مقررات و حقوق خانواده اكتفا نكرده، بلكه از يك سو، با اشاره به آثار فراوان خانواده- به ويژه در زمينه ايجاد سكون و آرامش روحى، جسمى، فردى و اجتماعى- پيروان خود را به تشكيل اين بنياد مقدس ترغيب، و از تجرّد و تنهايى نهى كرده است و از ديگر سو، زن و مرد را به انجام برخى از آداب و رسوم اخلاقى، كه در استحكام بناى خانواده كارساز هستند، نظير خدمات و همكارى متقابل، تفاهم و همفكرى، عفو و گذشت، محبت و دوستى و مانند آن توصيه نموده، تا به موجب آن، كانون خانواده همواره محيطى آرام و دلپذير باقى بماند. بر همين اساس، شوهران نه تنها وظيفه دارند