دانش اجتماعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٠
براى روشن شدن بحث و اينكه صرفه جويى چه تأثيرى بر اقتصاد پس از جنگ دارد به دو نمونه تاريخى اشاره مىشود:
علت موفقيت بزرگ و معجزه آساى آلمان در بازسازى اين بود كه مردم پس از جنگ كم مصرف كرده و پولها را پسانداز نموده و در راه سرمايه گذارى به كار بردند: مردم آلمان پس از جنگ براى بازسازى كمربندها را سفت كرده به خود فشار آوردند و از طريق صرفه جويى و كم مصرفى، بيشتر پسانداز و ذخيره كردند و در نتيجه سرمايهگذارى افزايش پيدا كرد. دليل اين امر سطح پايين زندگى فرد فرد مردم آلمان آن هم با وجود افزايش در آمد ملى در مقايسه با كشورهاى ديگر است، هر چند كمكهاى خارجى مثل «طرح مارشال» در بازسازى آلمان مؤثر بود ولى فداكارى آلمانيها مهمتر بود. مردم در بازسازى شركت داشتند و فكر مىكردند پول آنها هدر نمىرود و اين در حالى بود كه قيمت اجناس غير ضرورى تا آن حد بالا رفته بود كه جبران لطمات ناشى از جنگ را مىكرد. «١» در آلمان پس از جنگ در مجموع چهار درصد بودجه صرف بيمههاى اجتماعى و رفاه جامعه شد. كار بيشتر براى آلمانيها اصل بود، ساعات كار از ٣٩ ساعت در هفته در ١٣٢٦ ش/ ١٩٤٧ م به ٤٨ ساعت در هفته درسال ١٣٢٩ ش/ ١٩٥٠ م رسيد. اضافه كار معمولى و حتى كار در روزهاى تعطيلى از امور عادى دوران اوليه بازسازى بود. كم كردن ماليات بر درآمد كارگران و سرمايه گذارى بخش خصوصى و بستن ماليات سنگين بر وارد كنندگان نيز باعث رونق گرفتن اقتصاد آلمان پس از جنگ شد. «٢» اولويت رهبران ژاپن نيز پس از جنگ جهانى دوم و در هنگام بازسازى آن كشور رشد صنايع بوده و رفاه اجتماعى در مرحله آخر قرار داشت. در سال ١٣٥٢ ش/ ١٩٧٣ م فقط يك درصد از هزينههاى عمومى ژاپن صرف رفاه عمومى مىشد؛ درحالى اين رقم در انگلستان ٢٦ درصد و در آمريكا ٢٨ درصد بود. اگر هزينههاى ريالى نيز افزايش پيدا كرد