دانش اجتماعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥
مجموعه نظامها و قوانين مىباشد و موضوع اين درس نيز همين معناست.
٢ «حق» عبارت از قدرت و امتيازى است كه صاحب حق مىتواند آن را نسبت به مورد حق اجرا كرده و آن رااز تجاوز ديگران حفظ كند، مانند حقّ مالكيت، حق حيات حقّ ولايت، حق رأى دادن و مانند آن. به اين موارد، حقوق فردى نيز گفته مىشود.
٣- حقوق، به معناى علم حقوق نيز به كار رفته است كه منظور از آن، بررسى، شرح و تفسير قوانين و مقررات مىباشد. حقوقدان به كسى گفته مىشود كه قدرت تحليل قوانين مسائل حقوقى را داشته باشد؛ چنانكه «فقيه» كسى است كه از قدرت تحليل و استنباط احكام شرعيه برخوردار باشد. «١» تعريف و مشخصات قاعده حقوقى قاعده حقوقى، قاعدهاى است الزامى، كلّى و عام كه با داشتن ضمانت اجرا بر اعمال افراد در جامعه حكومت مىكند و هدف نهايى آن تنظيم روابط اجتماعى است. «٢» در حقوق جديد، به حكم كلّى كه قابل انطباق بر موارد و نمونههاى مختلف باشد قاعده حقوقى گفته مىشود؛ خواه در ضمن يك قانون بيان شده باشد و يا علماى حقوق آن را بيان كرده باشند و يا از بديهيات عقلى ويا عرفى باشد. «٣» مشخّصات و ويژگيهاى قاعده حقوقى ١- الزامى بودن يكى از ويژگيهاى اساسى قاعده حقوقى، الزامى بودن آن است؛ به اين معنا كه همه اعضاى جامعه مجبور به رعايت آن مىباشند، زيرا وظيفه اصلى حقوق، تنظيم روابط مردم، تحقق نظم و تأمين عدالت اجتماعى است. ترديدى نيست كه اين هدف بدون الزام و اجبار افراد امكان پذير نخواهد بود. بنابراين، قوانين و حقوق، همواره بايد با صفت امر و نهى و الزام همراه باشند و گرنه جنبه حقوقى نخواهند داشت؛ بلكه تنها قاعده اخلاقى