دانش اجتماعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٤
درس شانزدهم: نيازهاى بازسازى سختترين دوران براى جوامع پس از جنگ، دوران بازسازى است كه در حقيقت شالوده و زيرساخت آن بايد طى سالهاى متمادى پىريزى شود؛ آن هم با اقتصاد تحت فشار زمان جنگ. در يك نگاه بازسازى نيز خود مرحلهاى از جنگ است و حتى مشكلات ناشى از آن شايد از مشكلات جنگ هم بيشتر باشد. در بعضى مواقع دشمن كه در جنگ به اهداف خود نرسيده سعى مىكند با ايجاد موانع در بازسازى به اهداف خود دست يابد. با توجه به گستردگى خرابيها و كمى امكانات كشور پس از پايان جنگ، مهمترين مسأله براى برنامهريزان تعيين يك استراتژى مدون و منسجم است كه در آن بازسازى كشور در ابعاد گوناگون سياسى، دفاعى، فرهنگى، اقتصادى و جمعيتى و ...
پيش بينى و تحقق يابد.
بازسازى داراى ابعاد گوناگونى است كه در اينجا فقط به نيازهاى بازسازى در بُعد اقتصادى پرداخته مىشود. در بُعد اقتصادى بايد بازسازى دهها شهر و صدها روستا، بازگشت ميليونها مهاجر و اسكان آنها، بازسازى كارخانههاى صنعتى و پروژههاى زيربنايى كه در جنگ خسارت ديدهاند، احياى زمينهاى كشاورزى كه در تيررس دشمن بوده و به كارگيرى ميليونها نفر كه از جنگ برگشته يا به طريقى كار خود را در زمان جنگ از دست دادهاند و ... انجام گيرد. براى رسيدن به اين اهداف نيازهاى فراوانى احساس مىشود كه به مهمترين آنها در اين درس اشاره مىشود.
الف- داشتن سرمايه و سرمايه گذارى اولين و بديهىترين نياز براى بازسازى، داشتن سرمايه است، سرمايه عبارت است از تجمع بخشى از توليدات جامعه، كه به شكل كالاهاى نهايى مصرفى درنمىآيد. با اين