دانش اجتماعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٣
«مارك آلمان» را جانشين «رايش مارك» كرد و ارزش پول را بازگرداند. با اين اقدام قيمتهاى غير عادى خاتمه يافت، مغازهها از كالا پر شد و بيكارى از ١١% به ١% رسيد.
دولت براى ايجاد رقابت و تلاش براساس يك برنامهريزى صحيح كارها را به بخش خصوصى واگذار كرد؛ در عين حالى كه با سياستهاى مالى، بيمه و ماليات رفتار ناهنجار عرضهكنندگان را اصلاح و به توزيع عادلانهتر درآمدها پرداخت. «١» ٣- عوامل مهم پيروزى بازسازى آلمان پس از نقش سياستگذارى دولت، عواملى كه در موفّقيت آلمان نقش داشتند عبارت بودند از:
الف- اتحاد اروپايى:
طرح مارشال، بازسازى اقتصادى اروپا را در يك چارچوب كلى قرار داد. اروپاييان نيز خود براى دسترسى به امكانات گستردهتر و بازار وسيعتر به همكارى رو آوردند. تشكيل اتحاديه ذغال سنگ و فولاد بين فرانسه و آلمان فدرال و سپس پيوستن بلژيك، هلند، لوكزامبورك و ايتاليا به آن، جلوه نخست اين وحدت بود.
چندى بعد انگلستان، ايرلند و دانمارك به اين كشورها پيوستند و بازار مشترك اروپا به وجود آمد. اين بازار با رفع موانع گمرگى و آزادى حركت نيروى كار و سرمايه، اروپا را به تلاش بيشتر فراخواند. آلمان فدرال به سرعت به بازارهاى اروپايى و سپس ساير كشورها راه يافت و توليداتش رونق گرفت. «٢» ب- فرهنگ تلاش همهجانبه مردم:
در فرهنگ آلمانى، كار يك وظيفه است كه انجام آن سبب افتخار است. آلمانيها در نظم، سازماندهى و مديريت اقتصادى تجربيّات فراوانى دارند. قناعت و پسانداز نيز در دوران بازسازى توأم با تلاش بيشتر و تحمل سختىها، شالوده نيرومندى براى رشد اقتصاد به وجود آورد و موجب افزايش توليد شد. «٣» ج- كمك و يارى قدرتهاى خارجى:
آمريكا و انگلستان پس از ادغام مناطق تحت اشغالشان، فرمان تثبيت قيمت مواد خوراكى و مصرفى، حتى دستمزد را صادر كردند تا