دانش اجتماعى(1)

دانش اجتماعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠

٢- خانواده در غرب‌ همه ملّتها و جوامع پذيرفته‌اند كه خانواده ركن اساسى و طبيعى جامعه به شمار مى‌آيد، با وجود اين، هرگاه اين ركن ارزشمند مستند به هوى و هوسها و انديشه‌هاى زودگذر بشرى باشد بدون ترديد در موقعيتهاى مختلف دستخوش دگرگونى خواهد شد؛ وجود آزاديهاى بى‌حدّ و حصر با انگيزه‌هاى سودجويى و شهوت‌پرستى، در غرب رشته پرعطوفت و سازنده دودمان انسان را كه خانواده نام دارد، از هم گسسته است.
وقاحت و تبهكارى رياكاران و مناديان دروغين آزادى كار را تا آنجا پيش برده كه تاريخ بشرى با ننگ غير قابل تصور انحرافات جنسى و ... رو به رو شده است. امروزه همه مظاهر فرهنگى مغرب زمين و حتّى آثار به ظاهر علمى و روانى، در جهت متلاشى كردن كانون خانواده است. «١» فراوانى بيماريهاى جسمانى و روانى، سقط جنين، بى‌هويتى، طلاق و جدايى و مانند آنها نشانگر چهره نادرست خانواده در مغرب زمين است. در خانواده غربى از نشاط، صفا، صداقت و صميميّت خبرى نيست. خيانت و دورويى در ميان اعضاى خانواده- بويژه زن و شوهر نسبت به يكديگر- بيداد مى‌كند. «٢» اكنون در خانواده غربى، نشانى از پيوند و مودّت قلبى ميان اعضاى خانواده نيست.
فرزندان به علت كمبود محبّت، مسئوليت و تكليفى نسبت به والدين در خود احساس نمى‌كنند. محبت كه يك پيوند نهفته در دل و روشنى‌بخش زندگى است، گويى در ميان چرخ‌هاى ماشينهاى صنعتى متلاشى شده است. يكى از دانشمندان مى‌نويسد: «در جوامع اروپايى پدر و مادر از كار افتاده به وسيله فرزندان نگهدارى نمى‌شود؛ بلكه در خانه‌هاى سالمندان زندگى مى‌كنند. زيرا فرزندان نه وقت نگهدارى از آنها را دارند و نه حوصله‌اش را.» «٣» وضع خانواده آمريكايى به مراتب بدتر از اروپاست. آمريكا اوّلين كشور پرطلاق جهان است. بيشتر زنهاى آمريكايى پس از دو ماه يا هشت ماه يا ٢٦ ماه از