دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧
فرماندهان و كسانى كه در ردههاى بالاتر هستند اين را در نظر بگيرند و به صورت يك معيار و يك ارزش در سطح سازمان گسترش بدهند. «١» نماينده امام در سپاه عضو لاينَفك سپاه است كه اگر او نباشد سپاه تضمين ندارد، يعنى جهتگيريهاى انقلابيش ممكن است دچار انحراف و اشتباه بشود و اصلًا توقف پيدا كند؛ بله، فرماندهى در سپاه به سپاهى درس و آموزش مىدهد و او را به جبهه گسيل مىكند و او را راهنمايى مىكند كه با كى و كجا بجنگد، امّا آن ايمانى كه تضمين كننده باشد تا اين جوان حرف فرمانده را گوش كند و با مشاركت در آن ميدان سخت، جان خودش را به خطر بيندازد از كجا تأمين خواهد شد و نيز آن آگاهى كه به اين رزمنده بگويد وقتى فرمانده به تو مىگويد بجنگ، بايد بجنگى، و آن فرمانده اشتباه نمىكند؛ اين آگاهى را چه كسى بايد به او بدهد، اين ايمان و اين آگاهى را چه كسى بايد به او بدهد، اين ايمان و اين آگاهى را دفتر نمايندگى امام يعنى نماينده امام كه تشكيلاتش به نام دفتر نمايندگى امام در سپاه شناخته مىشود، بايد بدهد، و لذا من همواره به شهيد عزيزمان محلّاتى و كسانى كه با ايشان يا بعد از ايشان در سپاه كار مىكردند روى اين نكته تأكيد داشتم كه تقويت ايمان و تقويت آگاهى جهت دهنده سپاه به عهده اين دفتر است و اين را دست كم نگيريد. و امروز هم توصيه من به دفتر نمايندگى امام و همه برادران كه آنجا كار مىكنند همين است و اين يك پيام است به آنها كه به اين كار در حدّ يك كارى كه قوام و بقاى سپاه به آن بستگى دارد، اهميّت بدهند. «٢» ... دشمن به فاسد و ضايع كردن اعماق اين نهاد دينى و انقلابى و مفيد، اميد مىبندد. شما بايستى نگذاريد، البته نگذاشتن شما با نگذاشتن حفاظت و اطّلاعات فرق دارد. شما حفاظت اطلاعات نيستيد، حصار شما، حصار عقيده، فكر و ايمان غير قابل نفوذ است، در حالى كه حصارهاى ديگر قابل نفوذند.
اى بسا با تشكيل كلاس، معلومات خود را از دين بالا مىبريم، در حالى كه ايمان او بيشتر نشده است، حتّى خداى ناكرده ممكن است رفتار ما، ايمان كسى را كم هم بكند