دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٧
پختگى كارى پيدا كنند. مسابقهها در ميدان نبرد بگذارند. به حكم آيه شريفه «سابِقُوا الى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ» «١» به سمت اين تكليف بشتابند. براى انجام وظيفه دوم بايستى به عبادت و تعبد و ذكر و فكر و مراقبت از اعمال و رفتارشان پرداخته و به آنها اهميت زيادى بدهند.
بسيجى فقط تيراندازى و ضربه زدن به دشمن را نبايد بياموزد، بلكه تيراندازى به سمت شيطان هوا و هوس و سركوب اژدهاى خودكامگىها و كامجويىهاى نفسانى هم بايد مورد توجهش باشد.
بنده به همه بسيجيان عزيزمان توصيه مىكنم كه از انجام فرايض و توّجه به خدا و حفظ ياد الهى و در همه احوال غفلت نكنند. از گناه جدّاً پرهيز كنند و نفس خودشان را با مكارم اخلاقى و فضايل انسانى آشنا و آميخته كنند. سعى كنند كه كار و حركتى كه انجام مىدهند براى خدا و در راه خدا باشد. «٢» من معتقدم برادران بسيجى بايستى به تحول درونى و خودسازى اهميت بدهند اگر اين امر تحقق يافت ما آن الماس قيمتى را براى همه شرايط و همه جا داريم و آن نيز بُرَّندگى و تلألؤش را دارد، مىتواند زيب و زيور انقلاب باشد، اما اگر آن تحول انجام نشد، آن وقت آن الماس را ديگر نداريم هيچ جا نمىشود آن را خرج كرد.
ما احتياج به تحوّل درونى در اعماق وجود خودمان داريم البته اين تحول در جوانها به ميزان زيادى انجام گرفته است بخصوص در آنهايى كه به ميدان جنگ مىروند كه خود ميدان جنگ هم نقش زيادى در اين مورد دارد. اما اين شدن و كيفيت يافتن حدى ندارد بايستى در آن پيش برويم هر جا توقف شد ركود و عقبگرد پيش مىآيد. «٣» آنهايى كه مسلّط بر دل خود، مسلط بر هوسهاى خود، مسلط بر انگيزههاى شيطانى نفس خود نيستند نمىتوانند اميدوار باشند كه سرباز بسيج شده اسلام و انقلاب اسلامى هستند. بايد صلاح عملى، صلاح اخلاقى، صلاح قلبى و روحى را هم جزء عناصر مهم تشكيل دهنده بسيج ملى خود بدانيم. «٤»