دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥
خودشان بدانند، نظامىها يك حرف خوبى مىزنند كه فرماندهى يك عنصرى از رهبرى است تا شما رهبر نباشيد، تا ايمان و باور شما در دل آن افراد تحت فرماندهى نباشد نمىتوانيد فرماندهى درست بكنيد. فرماندهى يك چيز مكانيكى زورى نيست يك مقدارى بايد از درون آن احترام و اعتقاد بجوشد و او همان رهبرى است. بايد بتوانيد رهبرش باشيد، بتوانيد پيشنمازش باشيد و مسأله به او بگوييد.
بايد قرآن را بهتر از او بخوانيد مسائل را بهتر از او بدانيد تا رهبر او باشيد. مگر مىشود [كسى كه] قرآن او بهتر از شماست، مسائل را بهتر از شما مىداند و به احكام اسلامى بهتر از شما وارد است، معلوماتش بيشتر از شماست، آن وقت شما فرمانده او باشيد ... وقتى كه اينها در شما جمع شد، بعد قرص و محكم بگوييد آقا وقتى گفتم ... اين سطل را زير خمپاره دشمن ببريد آب كنيد، بايد بروى آب كنى و بُدُو برگردى و اگر در وسط راه خسته شدى و گذاشتى زمين، مجازات دارى! اشكال ندارد اين انضباط خشك و قوى را به كار ببريم و اين امر به حق نه فقط طاغوتى نيست بلكه صد در صد اسلامى و قرآنى است. «١» رهبر معنوى بايستى كسانى كه زير دست شما هستند به معناى واقعى كلمه شما را به صورت يك رهبر مشاهده كنند كه اين امر در شما وجود دارد و رهبرى جزء جدايى ناپذير فرماندهى است و شما اين رهبرى را در مسير معنويتها و راههاى نيك تقويت كنيد و كوشش نماييد يك نيروى لايزالى از لشكرهاى نيروى زمينى بوجود بياوريد. «٢» كسب رضاى الهى برادران عزيز! مسؤوليت در مجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى را يك موهبت الهى بدانيد. توفيق بزرگى است كه انسان در هنگامى كه دين خدا و متدينين به اين دين، نياز و موقعيت حساسى دارند، توفيق پيدا كند كه در چنين دورهاى، از امكان و استعداد خود به بهترين وجه استفاده كند؛ اين توفيق را از خدا بدانيد او را شكر بگوييد و