دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٤
درجه و نظم پذيرى اسلام مىگويد نظم امور بايد بشود، نظم امور با درجات است. «١» درجه به معناى يك نظم دقيق و تعيين موضع و ارتباط ويژه در بين كسانى است كه در خدمت دفاع از انقلاب و كشور قرار دارند و اين نظام و سازمان با درجات نظامى ظهور پيدا مىكند. منطق نظامى، منطق نظم است. نظم دقيق حدّ فاصل بين يك سازمان نظامى با تشكيلات ديگر است و بدون آن نظام و يك سازمان نظامى، موجوديت نخواهد يافت. «٢» ... در سپاه همه با يك لباس، بدون هيچ گونه نشانه و علامتى با همديگر و كنار هم راه مىرفتند ...، اين يك نوع صميميت و يگانگى را بطور طبيعى بوجود مىآورد كه حُسن بزرگى بود البته حُسن درجه حُسن بزرگترى است يعنى اين مطلب به هيچ وجه اين درجات را زير سؤال نمىبرد، امّا شما هر دو را با هم داشتهباشيد يعنى اين درجه باشد آن برادر سطح پايين احترامش را هم به شما بگذارد و سلامش را هم بدهد امّا شما برخوردتان همان برخورد برادرانهاى كه داشتهايد باشد. «٣» امّا در باب مسأله درجات كه شما مشاهده كرديد من آنقدر به آن اهتمام دارم، به خاطر اين است كه كمك كند به نظاميگرى و البته كمك هم مىكند و الّا همان روزى كه درجهها داده مىشد من اين جا گفتم ارزش برادر رزمنده فداكار و مجاهد فىسبيل الله را از روى درجه اندازه نمىگيريم؛ ارزش او از روى اصالتهاى ديگر قابل اندازهگيرى است، لكن درجهبندى براى انضباط، لازم است و بدون اين درجهبندى ممكن نيست و مسأله درجهبندى جزء تازهترين و نوترين و زندهترين تجربههاى نظاميگرى امروز دنياست كه البته تقليد از هيچ كس هم نيست بلكه اين استفاده كردن از تجربه گذشته است كه هم مجاز و هم لازم است و در سطح سپاه بايد عمل كنيم.
... درجه به معناى اين نيست كه تندخويى و ستيزهگرى و تحقير و بىاعتنايى از ما فوق به زير دست انجام بگيرد بلكه برادرى اسلامى بايد به جاى خودش محفوظ باشد. «٤»