دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩٠
چرا اين ارتش با سرنيزه مىخواهد وادار كند به اين كه اين كارگرها سركار بروند؟
و اين نفت را و اين طلاى سياه را جريان بدهند براى ممالك ديگر، براى امريكا! براى اين كه ارتش، ارتش ما نيست، ارتش استقلال ندارد، اگر ارتش استقلال داشت، نمىشد ما بگوييم كه ارتش مستقل خودش پيش خودى مىخواهد به امريكا نفت برساند.
ارتش يك ارتش وابسته به آمريكا هست و تحت فرمان مستشارهاى امريكايى هست. از اين جهت مىخواهند كه همين ارتش را استعمال كنند بر خلاف آن چيزى كه ملت مىخواهد. ملت مىگويد نفت مال خودمان، ارتش مىگويد نفت مال آمريكاست. «١» پذيرش سلطه بيگانه ارتش ما از دير باز يك ارتش متكى و نامستقلى بود كه همه كشورهاى قدرتمند خارجى روى آن كار كردهاند و طبيعى است وقتى يك دستگاه خارجى در ميان ارتش و كشورى كه خودش امكانات ندارد جاى پا باز كند، اين جاى پا را به آسانى رها نمىكند و تا مدتّها، ديدگاههاى اين كشورها، در ارتش وجود خواهد داشت ... حضور ابرقدرتها در ارتش فقط به اين معنا نيست كه به ارتش سلاح، آموزش و روش بدهد و ارتش را به خود وابسته كنند بلكه بهرهبردارى سياسى هم به دنبال نفوذ سلطه بيگانگان در ارتش يك حقيقت اجتناب ناپذير است. ما اين مسأله را از دير باز تا قبل از انقلاب اسلامى داشتهايم. «٢» ارتش ما در دوره ستمشاهى محنتها و رنجهاى عمومى مردم را با يك وجه مضاعف داشت و حضور بيگانگان و بخصوص آمريكايىها در ارتش براى يك ايرانى با شرف و يك مسلمان غيور مؤمن فاجعه آميز بود و مصيبتى بالاتر از اين نبود كه ببيند بازوى توانايى كه در همه جاى دنيا وظيفه دفاع از ميهن و استقلال و تماميت يك كشورى را بر عهده دارد اين طور مورد تحقير و اهانت بيگانه قرار گيرد و نتواند از ميهن خودش دفاع كند. بدنه ارتش و شايد برخى از صاحب منصبان بالاى ارتش بدون شك از اين