دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
نظامى در آن ملحوظ باشد. «١» تكيه من روى نظامىگرى مثل تكيه روى علم، مثل تكيه روى تقوا و معنويت مبتنى بر يك فلسفه است. ما ظاهرسازى و صورت بىمعنا و بىروح در انقلاب نداريم، اصلًا در اسلام هم نداريم. «٢» اين را هم بدانيد هر چه هوشمندى و والايى ذهنى انسان بيشتر باشد انضباط پذيريش آسانتر، ماندگارتر و دقيقتر است آن كسى كه مظهر اين نظم مىتواند باشد دانشجوست.
اين فرد بناست فردا افسر شود، اين بناست فردا يك يگان را فرماندهى كند؛ اين، اگر (چنانچه) مظهر نظم نباشد و نظم پذير نباشد يگان زيردست او واويلاست. «٣» اينها بايد از حالا نظم را توى اين دانشگاه تمرين كنند. آن وقت نظم هم فقط نظم نظام جمع و كارهاى اين جورى نيست. انضباط، سر وقت آمدن، سر وقت بودن، به هنگام كار را تحويل دادن، در صبحگاهى كه شما داريد حتماً حضور پيدا كردن، شنيدهام بعضىها صبحگاه نمىآيند، نه بيايند آن وقتى كه شما لازم مىدانيد لباس نظامى را حتماً بپوشيد يا در دانشگاه با لباس نظامى حضور پيدا كردن و از اين قبيل چيزهايى كه لازم [و] بسته به مقررات است. هر چه مقررات اقتضا مىكند «٤» تهجّد و تضرّع ... هر كسى در هر حدّى كه هست بايد رابطه خودش با خداى متعال را رابطه شفاف و روشن و بسيار قوى و روزافزون بكند. خوشا آن هنگامى كه اگر كسى شب وارد دانشگاه امام حسين عليهالسلام شد، نيمه شب ببيند بچهها گوشه و كنار مشغول نماز شب خواند [هستند] ...
... تضرّع و توسّل و توجه هوشمندانه و خردمندانه مثل تضرّع فرزانگان نه مثل تضرّع غافلان، بايد ياد بگيريد اين طور باشيد. «٥»