دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٩
قيام كرديم، نهضت كرديم. «١» شما براى خدا كار كنيد، براى خدا پيش برويد، براى خدا زحمت بكشيد، براى خدا همه كارها را انجام بدهيد، آن كه در جبهه هست براى خدا در جبهه باشد، آن كه پشت جبهه است براى نصرت خدا باشد، اين كسى كه متصدّى امور لشكر است براى خدا متصدّى باشد. «٢» ... ما اگر فرض مىكرديم كه غير حضرت امير همين ضربه را زده بود (ضربه امام در جنگ خندق) و همان شكست را هم داده بود، باز اصلًا معلوم نبود كه يك چنين فضيلتى داشته باشد تا فضيلتش از نماز انبيا هم بالاتر باشد! اين ضربه، ضربتى بود كه از روح اميرالمؤمنين سرچشمه گرفته بود، همه ايّامى كه ضربت مىزد، فضيلتش بالاتر از همه بود، براى اين كه قلب، قلب الهى بود، قلبى بود كه غير از خدا در او راه نداشت، ضربتى كه از آن قلب سرچشمه بگيرد، اين ارزشش همان است كه فرموده است افضل از همه چيزهايى است كه در عالم واقع شده است. البته براى ماها و بالاتر از ماها اين مقام ميسور نيست. ما بايد كوشش كنيم ... حالا كه نمىتوانيم حضرت امير سلام الله عليه باشيم، شيعهاش هم نبايد باشيم؟ نه، خودشان فرمودند كه شما نمىتوانيد اينطور باشيد لكن اعانت كنيد مرا به تقوا و به امثال ذلك. «٣» سرعت، نظم، اخلاص و صميميت از جمله وسايل مورد نياز در يك جهاد اسلامى است و بايد در ارتش همه با كمال صميميت و خلوص و با نهايت مهربانى طرحى نو را پايهگذارى كنند. اين هدف فوقالعاده مقدسى است كه جز با برادرى و اخلاص انجام نخواهد شد. «٤» اگر بخواهيد به اسلام و ملّت خودتان خدمت بكنيد، اگر بخواهيد خدمت شما دوام داشته باشد، اگر بخواهيد خدمت شما پيش خداى تبارك و تعالى اجر داشته باشد،