دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٧
اينجا عمل و جسارت مطرح نيست. انگيزه و روح و جهت «لدى الرّبى» آن مطرح است.
عشق به محبوب حقيقى كه همه چيز را محو مىكند و هر انگيزهاى غير از عشق به او را مىسوزاند مطرح است.
در كدام جنگ ... سربازانى چنين و فداكارانى مانند ايران را سراغ داريد، جز در طبقه اولياى الهى و تربيت شدگان در مكتب آنان كه فرزندان اين ديار به نور آن استضائه كرده و از خود رستهاند. «١» اسوههاى اخلاص و ايثار شما دو مطلب را متحقق كرديد كه با اين دو مطلب كسى كه از سنخ بشر جز آن كه از اولياء خدا باشد و الهام از خدا گرفته باشد، نمىتواند تقدير شما را بكند:
يكى بزرگتر سرمايه خودتان كه آن حيات است در طبق اخلاص گذاشتيد و ديگرى اينكه اين هديه را با اخلاص در طبق اخلاصتان گذاشتيد. عمده اين اخلاصى است كه در شما جوانان ظاهر است. شما از اين اخلاص و ايثار جمهورى اسلامى را بيمه كرديد.
فتحهايى كه نصيب شما شده است، خصوصاً در فتح مبين، گرچه با هيچ معيارى نمىتوان آن را سنجيد و با هيچ زبانى نمىتوان از آن توصيف كرد، لكن آنچه كه بالاتر از همه آنهاست، اين صداقت شما و اين اخلاص شما در بارگاه حقتعالى است. آنچه كه در نزد خدا ارزشش از همه بالاتر است، اين ايثار از روى اخلاص است.
همان كه خداى تبارك و تعالى در سوره «هَلْ اتى» اهل بيت عصمت را به آن توصيف مىكند كه «يُطْعِموُنَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ» ... طعام چيزى نيست، آن كه يك قرص نان جو، آنچه اهميت دارد «عَلى حُبِّهِ» است. «٢» آنچه در پيشگاه حق تعالى ارزش دارد و هيچ بشرى نمىتواند آن را توصيف كند، اين اخلاص و محبتى است كه شما داريد. شما جان خودتان را فدا مىكنيدو بسيار اشخاص هم هستند كه در راههاى انحرافى باز هم اين كار را مىكنند. صورت عمل يك صورت است لكن معنا دو تا و محتوا دوتاست. ميزان محتواى عمل است، نه صورت عمل.