دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦
فلسفه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى همين مقاومتى است كه درخطانقلابدارد.
سپاه يك نيروى نظامى مردمى و انقلابى است كه بازوى انقلاب اسلامى نيز مىباشد. «١» ضرورت انقلاب ملّت ما نيازمند سازمانى به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامى است، به دليل همين نيازمندى بود كه اين سازمان از بطن مردم و متن انقلاب جوشيد. اگر اين نياز نبود اين سازمان به وجود نمىآمد يا نمىتوانست بماند و جاى خود را باز نمىكرد و دشمن هم دقيقاً نقش فعّال و مؤثر اين سازمان را دانسته است لذا با آن دشمنى مىكند سازمان اسلامى انقلابى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى اگر در ايران نمىبود يك خلأ خطرناكى بوجود مىآمد و معلوم نبود كه تاكنون چه مىشد و چه پيش مىآمد و چه مشكلاتى در سر راه انقلاب به وجود مىآمد. «٢» يك انقلاب بدون نيرويى مسلّح كه از بطن انقلاب جوشيده باشد نمىتواند به خودش اعتماد داشته باشد؛ اهميت سپاه بايد هميشه در ذهنها مرور شود؛ بايد دژهاى استوار ٤٥ اثر گذار بر جهان امروز ص : ٤٥ براى استمرار و بقاى اهميّت سپاه تلاش كرد اگر ما سپاه را كمتر از آنچه كه هست ارزيابى كنيم و يا به كيفيّت كم قانع شويم قدر اين نعمت را ندانستهايم! مسأله سپاه را از ديدگاه يك نياز طبيعى انقلاب بايد نگريست نه از ديد ارگانى در كنار ارگانهاى ديگر! «٣» من معتقدم اگر ما امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامى را نمىداشتيم بايد آن را به وجود مىآورديم. «٤» ضرورتى كه باعث تشكيل سپاه شد يك ضرورت اصلى انقلاب بود به همين جهت يكى از دستپروردهها و جزو لاينفك انقلاب گرديد. «٥» مولود انقلاب ... سپاه در تاريخ شناخته شده خود ما، يك پديده كم نظير و شايد بىنظير است، يعنى سپاه، موجودى است كه ولادت و رشد و نماى آن در صحنه انقلاب آن هم در عرصه دشوارترين آزمونهاى انقلاب بود.