دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤
سپاه پاسداران انقلاب اسلامى يك نيروى نظامى است كه بقا و سلامت او با بقا و سلامت نظام ارتباط تنگاتنگ دارد، يعنى اگر اين نيرو بر حسب موازين عادى سالم و قوى باقى بماند در مورد سلامت انقلاب و بقاى انقلاب جاى هيچ گونه نگرانى نخواهد بود. زيرا وقتى يك نيروى نظامى مؤمن و مخلص و فداكار كاملًا با ديد انقلابى، بازويى به عظمت بسيج را در اختيار گرفته و وقتى چنين نيروى نظامى در كشور وجود دارد مسأله تهديد از نوع تهديدهاى نظامى، ديگر براى انقلاب حقيقتاً نگران كننده نيست، و اين در حقيقت، فلسفه وجودى و معناى واقعى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى است. «١» فتوحات جنگ قرين نام سپاه سپاه بلاشك در طول جنگ، عنصر تعيين كننده و مؤثر جنگ بود و اكثر فتوحاتى كه ما از اوّل تا آخر جنگ داشتيم با نام سپاه همراه است يا منحصراً از آن سپاه بوده يا سپاه در آنها نقش اصلى را يا نقش مهمّى را بازى كرده است. «٢» ... نيروى زمينى سپاه در عرصههاى نبرد خونين زيباترين صحنهها را آفريده و درخشانترين برگها را در پرونده خود ثبت كرده است. «٣» مركز تربيت مديران نظام ... دولت طبيعتاً به آدمهاى كارآمد و مخلص و مؤمن و كار كشته نياز بيشترى دارد از لحاظ كميت، چه بهتر كه افرادى بيايند در جهاد، سپاه و ارگانهاى انقلابى ديگر مدتى كار كنند، كاركشته بشوند و بعد بيايند در دولت بتوانند وظايف عمده كشور را ايفا كنند ...
آن قدرت جذبى كه سپاه دارد هيچ ارگان ديگرى در اين كشور ندارد. البته ممكن است در شرايطى، جهاد هم آن جاذبه را داشته باشد ... اين حالت در سپاه وجود دارد، هم رشد آنجا آسانتر است و هم فضاى بازى است. مقرّرات دست و پا گير ندارد و هم قدرت جذب نيروهاى مردمىاش بيشتر است لذا شما از بابت كمشدن نيروى انسانى سپاه، نگران نباشيد. «٤» دولت و نظام، مديون سپاه دولت و نظام خودش را مديون سپاه مىداند و انقلاب را در همه مراحل تا حدود