دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٢
من اگر مسؤول در سپاه بودم، بهترين كادرها را از پايين مىگذاشتم تابالا و از نو سپاه را مىساختم من، چنانچه صد لشكر هم درست كنيد براى انقلاب، زيادى نمىدانم ولى مىگويم وقتى نمىتوانيد لشكر كيفى درست كنيد، كميّت را محدود نگهداريد. «١» بهرهگيرى از تجارب ارتشهاى جهان ... شما مسوؤلين، فرماندهان و سازندگان سپاه اگر بخواهيد سپاه را كامل كنيدو آن را به صورت يك [ارتش] اسلامى در آوريد بايد تمام خصوصيات درست ارتشهاى دنيا و تجربياتى را كه به نظم و انضباط سازمان شما كمك كند فرا گيريد و در كارها اعمال كنيد. «٢» استفاده از شيوههاى نوين گروههاى مشخصى بايد دائما" در حال مطالعه باشند تا در مجموعه سپاه پاسداران هر روش نوينى بر سازماندهى كه كارآمدتر به نظر مىرسد، روى او كار كند. من طرفدار اين نيستم كه ما هر روز سازماندهى سپاه را عوض كنيم، اما طرفدار تحجّر در اين سازمان هم نيستم. ما بايد ببينيم اين مجموعه چگونه مىتواند سبكتر و كارآمدتر و قوى دستتر در ميدانى كه مسؤوليت متوجه اوست، حضور پيدا كند. «٣» قابليت توسعه سازمان رزم من به برادران مسؤول سپاه گفتم كه در هنگام لازم، سپاه بايد بتواند به سه برابر خود تبديل شود. يعنى اگر ما مثلا" امروز پانزده لشكر سپاهى داريم، بايد اين انعطاف و قدرت و توانايى سازمانى در او باشد كه در وقت لازم، هر يك گروهان سپاه، به يك گردان تبديل شود. سپاه بايستى اين قدرت انعطاف و تبديل را داشته باشد و از نيروهاى بسيج سرشار و پُر بشود تا بتواند كارش را انجام بدهد. اين، براى روزهاى استثنايى و بسيج است، اما در حال عادى، همان بنيه نيرومند- اما نه چندان گسترده- با سازماندهى بسيار قوى و داراى انعطاف لازم است. «٤» امروز تعداد لشكرهاى سپاه يكى از بىسابقهترين سازماندهىهاى نظامى است و