دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٩
حركت فرهنگى است.
فرهنگ بسيجى يعنى آن چيزى كه ما براى هر يك از آحاد جامعه اسلامى، آن را آرزو مىكنيم. اينكه مىگوييم همه بايد بسيجى باشند، معنايش همين است. «١» بسيجى بودن بايد به عنوان يك فرهنگ و اصل در نظر گرفته شود و اين ارزش همچنان زنده بماند. «٢» اميد رهبرى بسيجيان جوان، گلهاى بوستان انقلاب، نيروى حيات بخش انقلاب و مايه اميدو دلگرمى ملّت و رهبر انقلابند. «٣» ... امام امت كه عظيم ترين قدرتهاى دنيا در نظرشان كوچكترين ارزشى ندارد، به اعضاى بسيج با چشم عظمت نگريستهاند. «٤» همه ما عضو بسيج هستيم و من هم افتخار مىكنم كه در ميان اين سيل خروشان و عظيم بسيجى قطرهاى باشم. «٥» عنصر عزيز و بى همتاى بسيج، نقطه روشن عشق ومحبّت ماست. «٦» پاسدار انقلاب بسيجيان، حافظان سنگرهاى گوناگون انقلابند. وجودشان نياز واقعى انقلاب و انقلاب مرهون آنهاست:
دفاع از اين نظام، اولّين و مقدسترين و واجبترين فرايض ملّت ايران است و بسيجى كسى است كه سينهاش را سپر مىكند و با هر وسيلهاى كه در اختيارش باشد، دفاع از انقلاب را به عهده مىگيرد، چون در حقيقت از اسلام و قرآن دفاع كرده است. «٧» نام جمهورى اسلامى و ملّت مسلمان ايران به سبب برافراشتن پرچم اسلام در ميان ملّت هاى مسلمان نامى عزيز و محترم است و اين عزت و افتخار مرهون روحيه بسيجى،