دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٣
ديگر تيغش هيچ برندگى نداشته بادش. جوانهاى ديگر به شما نگاه كنند كما اينكه هر يك جوان بسيجى و مؤمن، هر يك جوان سپاهى و مؤمن، مايه هدايت كثيرى شود. يك نفر كه در يك محله شهيد مىشد يعنى عملًا نشان مىداد. آن صفا و معنويت را و صداقت را، جماعتى را دنبال خودش مىكشاند.
امروز هم شما حرف زدنتان، راه رفتنتان، معاملهتان، اخلاقتان، برخوردتان با اشخاص، با انسانها بايد جورى باشد كه جوانهاى ديگر را تشويق كند به ديانت، تشويق كند به معنويت. «١» امروز همان دستگاههايى كه در ميدان جنگ مىخواستند نيروهاى مؤمن و حزباللّهى ما را زمينگير كنند و مانع از پيشرفت، همان نيروها امروز دستاندركارند.
همانها مىخواهند بلكه بتوانند اين مجموعه فاخر را تحت تأثير قرار بدهند. شما پاكيد، شما دلهاتان نورانى است. چند چيز را بايد توجه كنيد.
يكى اين است كه براى اين جلوههاى دنيا ارزش زيادى قائل نشويد. مبادا اگر ديديد كسى دارد مىرود به طرف يك لقمه چرب و نرم، شما هم تشويق بشويد كه برويد. نخير، رهايش كنيد بگذاريد برود. بعضىها اينجورى هستند ... بدانيد كه «ما عِنْدَاللَّهِ خَيْرٌ وَ ابْقى» آن چيزى كه پيش خداست ارزش دارد.
بدانيد كه آن كسانى كه عمر را به جهاد گذرانيدند، برترين نعمتهاى الهى را آنها به دست آوردند. ... نعمتهاى دنيا البته بايد مورد استفاده نيكان و بندگان خدا قرار بگيرد، اما اين نعمت آنچنان نيست كه به خاطر او بيرزد كه انسان مؤمن، انسان پاك، انسان نورانى، براى خاطر او حسادت بورزد. به خاطر او يك عبادتى را ترك كند، به خاطر او روز و شبى بر او بگذرد كه ياد خدا را در آن فراموش كند. همه زحمت انبياء و اولياء براى اين بوده است كه اين (معنا) را به ما تفهيم كنند كه البته آن را بارها مىشنويم، اما در مقام عمل همه از عهده برنمىآيند.
البته در دوران جنگ انسان آسانتر مىتواند چرب و شيرين دنيا را مورد تحقير قرار