دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠٦
نصايح امام (ره) به ارتش دعوت به قيام عليه شاه ما مىدانيم كه صاحب منصبان ارتش معظم ايران، درجهداران محترم، افراد نجيب ارتش با ما در اين مقصد همراه و براى سرافرازى ايران فداكار هستند، من مىدانم درجهداران با وجدان، راضى به اين جنايات و وحشىگرىها نيستند.
من از فشارهايى كه بر آنها وارد مىشود مطلع هستم و متأسفم، من براى نجات اسلام و ايران به آنها دست برادرى مىدهم. من مىدانم قلب آنها از تسليم در برابر اسرائيل مضطرب است و راضى نمىشوند ايران در زير چكمه يهود پايمال شود. «١» شما خيال مىكنيد ارتش دل خوش دارد از اينها؟ كسى كه زمام همه ارتش را بدهد به دست چهار نفر امريكايى، مستشار امريكايى كه همه جهات در دست آنها باشد، اين بيچارهها در تحت فشار باشند اينها دل خوش دارند؟ مگر اصلًا غيرتمند نباشند! و الّا اگر كسى غيرتمند باشد دلِ خوش نمىتواند داشته باشد، نبايد اينها هم ساكت باشند، اينها هم روابط داشتند، بين احزاب و لشكرىها، بينلشكرىها و روحانيون همه بايد با هم روابط داشته باشند و نقشه بكشند براى زوال اين آدم. «٢» بيان پيامدهاى حمايت از شاه ارتش ايران و صاحب منصبان محترم بدانند كه جنايات و قتلعامهايى كه شاه بر آنان تحميل مىكند حاصلى جز بدنامى و ننگ براى آنان ندارد. افسران ارتش و شهربانى و ژاندارمرى ايران تا چه زمان اجباراً و بدون هيچگونه اختيار، به برادركشى توسط يك عدّه مأمور ناآگاه ادامه مىدهند؟ آخر براى حفظ چه كسى؟ شخصى كه به اسلام و ناموس و آزادى شما ضربات پياپى وارد مىكند؟ شخصى كه شما را در جهان از بىحيثيتترين مأمورانى كه فقط به خاطر داشتن حقوق گزاف به هر عمل زشتى دست