دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩٢
از آثار اين پيوستن است (طبق اخبار واصله) خودكشى بعضى از سربازان و افسران و گاهى هم بعد از كشتن فرماندهان خود، و نيز اخبار اعدام بعضى از سربازان و افسران به دست رژيم «١» قبول مستشارى نظامى و پيامدهاى آن الان وضع نظامى ما و وضع ارتش ما يك وضع ارتش انگلى است ارتشى است كه تحت نظام امريكا و به مفع آمريكا دارد اداره مىشود، چهل و پنج هزار، پنجاه هزار، بعضى مىگويند شصت هزار از مستشاران آمريكا، مفتخواران امريكا ريختهاند به جان ما و در مملكت ما هستند آن همه (چيزها) پايگاهها براى خودشان در اينجا درست كردهاند، اشغال نظامى است مملكت ما، در اشغال امريكايى است مملكت ما. «٢» امروز ارتش از خود استقلالى ندارد. رهبرى ارتش امروز به دست چند صاحب منصب و مأمور شاه و زير نظر مستشاران خارجى است. «٣» [ملت] مىرود سراغ ارتش، مىبيند كه يك ارتش است كه انگل است، شصت هزار نفر مستشار آمدهاند و عده كثيريشان، اينهايى كه آمدند و ارتش را به دست گرفتهاند مستشارهاى امريكايى هستند كه الان ارتش ما را دارند اداره مىكنند. ارتش تحت فرمان ما نيست، تحت فرمان ملت نيست، براى ملت نيست، به نفع ملت نيست، همه قوايشان را روى هم گذاشتند براى كوبيدن اين ملت به امر شاه و به امر دستگاههاى جلوتر.
شاه اين همه فجايع را دارد انجام مىدهد به دست همين اتباع خودش و اينها بسياريشان، خيلىشان هستند كه اينها نمىخواهند، ميل ندارند لكن يك قوه بالاترى بالاى سرشان هست. مستشارهاى آمريكا هستند، دستور را به آنها مىدهند و عمل مىكنند و شاه را مىخواهند با همه جناياتش نگه دارند. «٤» حضور مستشاران نظامى آمريكايى در ايران، به دنبال سياستهاى ضد اسلامى و ضد ملّى رژيم ايران است كه علاوه بر هزينه هنگفت آن كه بر ملت سنگينى مىكند آنان را چنان تسلطى بر ارتش و مقدرات كشور داده است كه شرف و حيثيت صاحب منصبان دژهاى استوار ٤٠٢ ستم به مردم ص : ٤٠٠