دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٣
نيروهاى مسلّح بايد با آگاهى از مسائل جارى جهان و تهديدات دشمنان، آماده دفاع از كشور باشند ... نيروهاى مسلّح بايد با تهديدات عليه كشور و انگيزههاى دشمن آشنا باشند و با آگاهى بيشتر از مسائل جهان، جغرافياى سياسى غلط و نظم نامعقول و غير منطقى حاكم بر دنيا، بر اهميت نقش خود بيشتر واقف شوند. «١» خداى نخواسته اگر ما سستى كنيم، اگر ما غفلت كنيم، شياطين هم با هم مجتمع بشوند، يك وقت چشممان را باز كرديم كه يك كودتا شد و همه بساط را به هم ريخت.
همه بساطى كه تا حالا، همه خونهايى كه تا حالا داديد هدر مىرود، همه زحمتهايى كه كشيديد باطل شد، بايد چه كرد؟
نبايد امروز ما هى فرياد كنيم كه ما چنين كرديم، ما امروز بايد فرياد كنيم كه بايد اين كار را بكنيم، نبايد يك لشكر فاتح هى بنشيند از فتحش بگويد. اين ثناخوانى از فتح، اسباب اين مىشود كه دلگرم بشوند كه الحمدالله ديگر گذشت، سستى پيدا مىشود، بايد از آن طرف صحبت كرد، فرياد كنيم كه بايد جلو برويم، همان فريادهاى اللّه اكبر كه كرديد و با قدرت الهى پيش برديد اين پيشبرد عظيم را، همين را بايد حفظش كرد. «٢» دو چيز است كه بيش از همه بايد مورد توجه قرار بگيرد؛ يكى كامل كردن آگاهى از شرايط و معرفت به زمان و ديگرى تحليل صحيح حوادث؛ كه اگر اين تحليل صحيح نباشد، مشكلات به وجود خواهد آمد و حتى ايمانهاى محكم هم به خاطر نبودن آگاهى و روشن بينى و نداشتن تحليل درست از وقايع ممكن است در جهت خلاف قرار بگيرد. همچنان كه در قضيه خوارج اتفاق افتاد.
اكثر خوارج داراى ايمانهاى محكمى بودند، لكن از آگاهى و نورانيت و معرفت بهره نداشتند و لذا در مقابل اميرالمؤمنين قرار گرفتند يا در همين جريان امام حسن عليه السلام كه حالا اشاره شد و در قضاياى بعد از آن در دوران ائمه عليهمالسلام، تا سال ٢٦٠ هجرى يعنى سال رحلت امام حسن عسكرى عليه السلام همه آنچه كه اتفاق افتاد از بىايمانى نبود، بلكه بخش مهمى ناشى از ناآگاهى و نفهميدن درست حوادث بود. «٣»