دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤١
ديدهاند. «١» جامعه ايرانى فاقد يك ارتش مردمى بود. اكثريت پرسنل ارتش كه جزو اين مردم و بخشى از پيكر اين جامعه بودند، در دوران رژيم منفور پيشين در اختيار و در تصرف غاصبانه چند نفر معدود نظامى عالى رتبه خائن بودند و آنها اجازه نمىدادند كه اكثريت ارتشيان كه مال اين مردم و جزو اين مردم بودند، در خدمت مردم قرار بگيرند. امّا جمهورى اسلامى آمد به ما همه چيز داد ... ارتش هم داد كه بازوى دفاع از انقلاب اسلامى است. «٢» ... ملّت ايران به داشتن يك چنين ارتشى سرافراز است. ارتشى كه با او همسو، همجهت و در خدمت اوست. مشكلات را با او تحمل مىكند و براى هدفهاى او فداكارى مىكند. با يك چنين ارتشى كه نوك پيكان ملّت ما در كنار ديگر رزمندگان سلحشور است، اين ملّت به آرمانهاى خودش خواهد رسيد. «٣» امروز خدمت در ارتش جمهورى اسلامى ايران به معناى واقعى كلمه يك افتخار است، زيرا ارتش ما با تمام وجود به مجاهدت و فداكارى مشغول است و از ملّت و كشور و انقلاب اسلامى به عنوان زادگاه و پرورشگاه خود دفاع مىكند، آن هم دفاعى قهرمانانه و بى نظير كه هيچگاه نمونه آن به اين اخلاص در ميدان دفاع ديده نشده است.
ما ارتشهاى فاتح هم داشتهايم امّا شما از فاتحان ديگر هم سرافرازتر هستيد. زيرا شما از حق دفاع مىكنيد و تجاوز نكردهايد و بازورگويى حركت نكردهايد. اين افتخار ارتش جمهورى اسلامى ايران است كه در موضع حق با سلاح ايمان و عزم راسخ در دشوارترين سنگرهاى دفاع از حق و اسلام خدمت مىكند. «٤» سربلند در امتحان كمتر دستگاهى مثل ارتش، مورد توجّه دشمن بود. راديوهاى بيگانه، شايعات گوناگون، سازمانهاى پليد و خبيث و مأيوس، مزدورهاى امريكا و بعضى كشورهاى ديگر، ارتش را هدف گرفتند تا در آن نفوذ و رخنه كنند و به اهداف خود برسند با