دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٢
... ورود در امور سياسى همان و حيثيت ارتش از بين رفتن همان. امور سياسى در ارتش از هروئين بدتر است چطور هروئين انسان را چه مىكند، از بين مىبرد، امور سياسى هم براى ارتش، باطن ارتش را از بين مىبرد، ديد ارتش را از بين مىبرد. «١» عضويت در يك گروه سياسى، يك گروه و يا يك سازمان به معناى اطاعت عضو از رهبر آن گروه است. از طرفى، عضويت در يكى از نيروهاى مسلّح به معناى اطاعت از فرماندهى است و دو فرماندهى بر يك انسان امكانپذير نيست. اگر فرض شود يك فردى در نيروهاى مسلّح عضو گروهى هم باشد امكان تضاد ميان تصميم گيرى گروهى و تصميم گيرى نظامى وجود دارد بنابراين لزوما" عضويت در نيروهاى مسلّح با عضويت در يك گروه منافات دارد. «٢» من به قواى مسلّحه، چه ارتش باشد و چه چيزهاى محلى باشد و چه پاسبانها باشد و چه پاسدارها باشند، به همه آنها سفارش مىكنم كه در امور سياسى دخالت نكنند ... آنها بايد مشغول جنگ باشند، ولى خوب! معلوم است كه آنها مطلع مىشوند از مجلس، نمىگويم مطلع نشوند، دخالت نكنند. «٣» براى سپاهىها جايز نيست كه وارد بشوند به دستهبندى و آن طرفدار آن يكى، آن يكى طرفدار آن يكى. به شما چه ربط دارد كه در مجلس چه مىگذرد ... به سپاه چه كار دارد كه آنها هم اختلاف پيدا كنند. براى سپاه جايز نيست اين، براى ارتش جايز نيست اين. سپاهى را از آن تعهدى كه دارد از آن مطلبى كه به عهده اوست باز مىدارد و همين طور ارتش را. «٤» تضعيف اسلام و نظام من عرض مىكنم به همه اين قوا و به فرماندهان اين قوا كه اين افراد در هيچ يك از احزاب سياسى، در هيچ يك از گروهها وارد نشويد. اگر ارتش يا سپاه پاسدار يا ساير قواى مسلّحه در حزب وارد بشود آن روز بايد فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشويد، در گروهها وارد نشويد. اصلا" تكليف الهى، شرعى همه شما اين است كه يا