دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٨
است ... خواست ملت استقلال است، اينها با آن مخالفند، ارتش خود مملكت با استقلال مخالف است. «١» من تعجب مىكنم از ارتش ... براى اين كه يك ارتشى را ايشان- اين شاه- براى مقاصد خودش و براى مقاصد اربابهاى خودش بد نام كرده است. الان در بين مردم، ارتش بدنام است؛ براى اين كه هر كارى كه اين مىخواهد بكند، به وسيله اينها مىكند و يا به وسيله ارتش مىكند، اگر يك قدرى دامنهدار بشود مثل ١٥ خرداد و امثالش يا به وسيله يك دسته پايينتر و كماندوها و اينها، اينها همه خودشان را بدنام مىكنند براى خاطر مصالح اين آدم و اربابهاى اينها. «٢» تثبيت سياستهاى استعمار خارجى يك روزى بر نيروهاى مسلح ما تحميل مىشد كه در خدمت سياستهاى امريكا باشند اين براى ملت هم يك نوع ذلّت بود و براى نيروهاى مسلّح ذلّت مضاعف. لعنت خدا بر آنان كه نيروهاى مسلّح ما را مجبور مىكردند به اين كه از كارشناسان آمريكايى و مستشاران اربابش و بيگانه در داخل پادگانها و مراكز و ادارات نيروهاى مسلّح اطاعت كند. «٣» من بيم آن دارم كه ميلياردها دلار اسلحهاى را كه از اربابان جهانخوار خريدارى نموده و با خريد آن ايران را به ورشكستگى كشانده اكنون به اسرائيل بفرستد. من خوف آن دارم كه ارتش ايران را با مهماتى كه به قيمت قحطى و گرسنگى و بالاخره خون مردم محروم ايران به دست آورده، مجبور كند كه قلوب گرم و پر احساس مجاهدين اسلام را هدف قرار دهند.
... بر ارتش ايران و صاحب منصبان است كه بيش از اين تن به ذلّت ندهند و براى استقلال وطن خود چارهجويى كنند. «٤» اين اسلحههايى كه الان خريدارى مىشود، اين اسلحهها به درد خود ايران نمىخورد، اين اسلحهها همان اسلحههايى است كه اينها مىخواهند كه در يك مركزى