دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٩
باشد. اين بزرگترين سلاح براى پيشرفت و فتح و پيروزى براى يك نيروى نظامى و رزمنده است. اين را بايد در ارتش هر چه مىتوانيد تقويت كنيد. عناصر مؤمن را در ارتش جمهورى اسلامى امكان كار و فعاليت بدهيد، از كارآييها به نحو شايسته استفاده كنيد و اين كارايىها را هر چه مىتوانيد افزايش بدهيد. «١» تقويت معنوى نيروى هوايى به لحاظ، آموزش، روحيه، احساسات انقلابى و ارزشگذارى در پديدههاى داخل آن بايد همچنان ادامه يابد و به شدت پيگيرى شود. «٢» جوانان عزيز! در تاريخ كم پيش مىآيد كه در يك جامعهاى يك چنين كار بزرگى بر دوش عدهّاى از جوانان گذاشته شده باشد كه امروز بر دوش شما گذاشته شده است.
صلاحيتهاى خودتان را حفظ كنيد، بنيه معنوى خودتان را از همه چيز عزيزتر بدانيد.
نمىگويم دلتان براى نيازهاى زندگى هيچ گونه درخواست و خواهشى نداشته باشد، نه، شما كه فرشته نيستيد. بشر نيازهايى دارد، اما عرض مىكنم آنجا كه معارضه پيش مىآيد، آرمانها را مقدم بداريد و نيازها همه زندگى و تعيين كننده در رفتار نشود. «٣» عنوان پاسدار همانند تاج كرامتى است كه خداوند به انقلاب اسلامى، امام عظيم الشأن و ملّت فداكار ايران عنايت كرد. لذا برادران پاسدار بايد خصوصيات و صفات لازم پاسدار بودن را براى خود حفظ كنند و اين امر با رها شدن از دلبستگىهاى مادى، استقرار مداوم در قلّه فداكارى و سير دائمى به سوى كمال ممكن خواهد شد. «٤» بنيه معنوى سپاه بايد تقويت بشود. هر يك يك آحاد سپاه از لحاظ ذخيره معنوى و ايمانى به آن حدى برسد كه اگر خود او به تنهايى ماند و هيچ چيز ديگر با او نماند، قدرت و طاقت و دل و زهره ايستادگى در مقابل همه دنيا را داشته باشد، اين لازم است.
... بايد هر يك دانه افراد سپاه با اين مأموريت سنگينى كه بر دوش دارد از لحاظ بنيه معنوى اينجورى باشد. البته اين هم بر دو پايه استوار است: يكى معرفت، يكى ايمان.
معرفت با ايمان فرق دارد. بعضىها معرفت هم دارند، ايمان درست و حسابى ندارند. «٥»