دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢١
نيروهاى انتظامى اين است كه با عوامل دشمن كه با برآشفتن محيط امن زندگى مردم، شكستن حريم خلوت امن خانوادهها و نفوذ كردن در حصار مقدّس و عفت عمومى ملّت مىخواهند نظم جامعه را بر هم زنند، به شدّت برخورد كنند و به وظيفه خود دقيقا" عمل كنند و اين خدمتگزارى به حق مايه افتخار و مباهات است. «١» برخورد با قانون شكنى در جامعه اسلامى اجازه داده نمىشود و نبايد داده شود كه در ملأ عام كسانى به حيثيتهاى دينى مردم اهانت كنند و آن را هتك كند.
كى بايد جلوى آن را بگيرد؟ نيروى انتظامى! در عَلَن زندگى مردم، در بخش آشكار زندگى مردم آنچه طبق مقررات و قوانين ممنوع است و مجاز نيست كه تحقق پيدا كند اگر ديده شد يك دست قوى و قدرتمندى بايد بيايد و جلوى اين قانون شكنى را قدرتمندانه بگيرد، او كيست؟ او دست نيروى انتظامى است. «٢» نيروى انتظامى بايد محبوبيت خود را چگونه به دست بياورد؟ در قاطعيت بر اساس قانون، بر اساس همان كه از او در مقررات طلب شده است نه در ملاحظه كسى، ملاحظه جمعى، رعايت ميل قشرى يا گروهى، ابدا"، اگر چنين كارى بشود يك چنين رعايتهاى خارج از قانون انجام بگيرد، اين تخلّف شده است، تنها رعايتى كه نيروى انتظامى بايد بكند عبارت است از رعايت قانون و رعايت اخلاق در اجراى قانون. البته قانون را دو جور مىشود عمل كرد يكى با بداخلاقى، كج خُلقى، عبوس بودن، تكبّر و نخوت و يكى هم با خوش اخلاقى و مهربانى امّا با قاطعيت، اين نوع دوّم بايد باشد. اعمال قاطعيت به اضافه اخلاق خوب. «٣» نيروى انتظامى بايد در اجراى قانون، رعايت اخلاق را مدّ نظر قرار دهد و قانون در عين قاطعيت و مهربانى اعمال كند. در جامعهاى كه معيار و ملاك آن اسلام است، نيروى انتظامى بايد متناسب با آن به حفظ و حراست از حساسيتهاى جامعه بپردازد كه تأمين امنيت اخلاقى جامعه نيز از آن جمله است. «٤»