دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣١
آنان اطمينان مىدهم كه فداكارى آنان مورد قدردانى و افتخار ملّت است و فرماندهان قواى مذكور در زير پرچم پرافتخار اسلام و مورد حمايت ملّت بزرگ ايران مىباشند و من عهده دار حمايت آنان مىباشم من متواضعانه از ملّت عزيز مىخواهم كه پشتيبانى خود را از قواى مسلّح ادامه داده و كشور عزيز اسلامى را با حمايت بىدريغ خود از آسيب دهر نگاه داريد. «١» اينجانب پشتيبانى خود رااز قواى انتظامى، ارتش، ژاندارمرى، شهربانى و پاسداران انقلاب اعلام مىكنم و اجازه نمىدهم قلم يا قدمى در تضعيف آنان به كار رود. متخلفين مجرم و در صورت احساس توطئه در دادگاههاى انقلاب محاكمه انقلابى مىشوند و از اين تاريخ هيچ كس و هيچ مقامى حق تضعيف آنان را ندارد. «٢» اميد اسلام و عاشق ارزشها قواى مسلّح ما به عنوان مسلمانان واقعى كه ارزشها را پاس مىدارند، اميد و افتخار اسلام و خطه خون رنگ ايرانند:
... اگر اين پاسدارى است كه در كنار سنگر نماز شب مىخواند و جانش را در محل خطر قرار مىدهد، اگر اين سربازى است كه در جبهه جان خودش را در خطر مىبيند و نماز شبش را مىخواند و وصيت مىنويسد، آن طور وصيتها. اگر اينها مسلمان هستند، خوب من چه مىگويم؟! «٣» دردل يكايك جوانان با ايمان ما در نيروهاى مسلّح، عشق به ارزشها و آرمانهاى اسلامى و بغض و كينه نسبت به دشمنان اسلام موج مىزند.
ميهن خونين و قهرمان ما كه نيروهاى مسلّح و آحاد بسيج پرافتخار مردمى، سالهاى متمادى از آن دفاع كردند، امروز پايگاه افكار بلند الهى و ارزشهاى اسلامى است. لذا مسلمان بودن و ايرانى بودن ما منطبق بر هم ومكمّل يكديگر است.
نيروهاى مسلّح ما بازوان نيرومند و عضوى از پيكره پرافتخار ملّت بزرگ ايران هستند. «٤»