دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٩
باشد كه اگر يك جنگى پيدا شد بين آمريكا مثلًا با شوروى، اينها داشته باشند يك اسلحهاى در يك محلى.
ايران يكى از مراكزى است كه آنها مىخواهند اسلحه داشته باشند، نفت ما را مىبرند، اسلحه براى خودشان مىآورند اين جا، مىآورند ايران پايگاه درست مىكنند. «١» اگر به ارتش خودمان نگاه كنيم خيلى از وسايل ارتش ما اصلًا مورد احتياج نبود و بالعكس وسايل مورد نياز را در دست نداشتيم و تعيين كننده كسانى بودند كه در جهت مصالح خود فكر مىكردند و وقتى نيازهاى ملتى در حاشيه مورد توجه واقع شود اين براى يك كشور مرگ است. «٢» وابستگى به اجانب يكى از چيزهايى كه در يك مملكتى اصلًا بايد مستقل باشد، دنباله غير نباشد، دست غير در آن نباشد، عبارت از ارتش است. استقلال ارتش به اين است كه ارتش در تحت نظام خود مملكت باشد و اجانب و كسانى كه خارج از مملكت هستند در آن دخالت نداشته باشند، پيوند به آنها نباشد، مستقل مقابل اين است كه پيوند به يك جاى ديگرى باشد، تحت نفوذ يك قدرت ديگرى باشد. ارتش ما مستقل است؟ يعنى تحت نفوذ نيست؟ يا ارتش ما را الآن به قولى چهل و پنجهزار مستشار امريكايى در ايران دارد اداره مىكند. «٣» آيا سران جيرهخوار ارتشى كه ٥٠ سال است توسط امريكا خريدارى شدهاند به اين سرعت قابل تغيير هستند؟ ارتش، شاه را نمىخواهد و لكن قدرت دست سران ارتش است. ارتش مخصوصاً افسران و درجهداران آن با ملت هستند ولى فعلًا قدرت يك انقلاب را ندارد، فعلًا حكومت را نظاميان آمريكا در دست گرفتهاند ولى بايد دانست كه اداره اين حكومت بسيار مشكل است، اصولًا نظامى نمىتواند حكومت كند. «٤»