دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥٣
دارم كه در بسيج همه جانبه آموزش نظامى و عقيدتى و فرهنگى با تأييد خداوند متعال موفق شوند و دوره تعليمات و تمرينهاى عملى نظامى و پارتيزانى و چريكى را شايسته و به طورى كه سزاوار يك ملّت اسلامى به پا خاسته است، به پايان رسانند. «١» قواى خودتان را مجهز كنيد و تعليمات نظامى پيدا كنيد و به دوستانتان تعليم دهيد، به همه اشخاصى كه همين طورى راه مىروند تعليمات نظامى بدهيد. مملكت اسلامى بايد همهاش نظامى باشد و تعليمات نظامى داشته باشد.
... و براى همه است كه تيراندازى را ياد بگيرند فنون جنگى را ياد بگيرند. بايد ملّت ما جوانهايشان مجهز باشند به همين جهاز «٢» و علاوه بر جهاز دينى و ايمانى كه دارند مجهز به جهازهاى مادى و سلاحى هم باشند و يادگرفته باشند. اين طور نباشد كه يك تفنگى كه دستشان آمد ندانند كه با آن، چه كنند. بايد ياد بگيرند و ياد بدهند. جوانها را يادشان بدهيد، همه جا بايد اين طور بشود. «٣» فراگرفتن آموزش دقيق نظامى يك عبادت است، عبادتى كه بىشك در پيشگاه خدا مورد قبول قرار خواهد گرفت. «٤» جديّت در آموزش ... به آموزش در سپاه بايد شكل كاملًا دقيق و جدى داده شود، اين دورههاى آموزشى اعم از دوره درجهدارى، دوره افسرى، دوره تخصصى تا دوره فرماندهى و ستاد را بايستى همه كادرهاى سپاه به تدريج ببينند. هر كس آن دورهاى را كه در حدّش است و شايسته اوست بايد ببيند.
اين دورهها محصول تجربيات حركت علمى، نظامى در طول تاريخ است و وجودشان مانند علوم ديگر لازم است. ما چطور علوم فيزيك، علوم انسانى، علوم شيمى، علوم مكانيك و بقيه علومى را كه دنيا در آن پيشرفت كرده و تجربياتى كسب نموده، با شوق و ولع و اقرار به فايده مىآموزيم، علوم نظامى را هم همين طور بايد آموخت.