دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧
حقايق و اجراى حقايق و سست نشدن و نلرزيدن دست و پا، اينها آن معيارهاست. «١» نكند در يك اداره يا يك واحد، كارى كنيد كه عمل اسلامى و ايمان اسلامى چيزى معادل تحميلهاى رژيم گذشته تلقى شود، زيرا ايمان اسلامى متاعى است بسيار ارزشمند و اين خود افراد هستند كه بايد به سوى آن بشتابند، شما بايد با عمل، اخلاق، بيان شيرين، با چهره مهربان خود انسانها را به عمل نزديك كنيد، هرگز با تندخويى، بداخلاقى و تحقير نمىتوان ايدههاى شريف را انتقال داد. «٢» ... اخلاق ما بايد طبق آن چيزى باشد كه مىگوييم و به آن دعوت مىكنيم كه فرمود: «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ» «٣» يعنى «بِأَعْمالِكُمْ»، اگر ما به زخارف دنيا بىاعتنا بوديم اگر ما به راههاى كه به آن معتقد هستيم و داعى و مبلّغ آن هستيم، قدم ثابت گذاشتيم، اگر ما پايبندى خودمان را به اصول دينى و اصول اسلامى و فرمايشات امام بزرگوار رَحِمَةُاللّه به مقررات نظام جمهورى اسلامى عملًا نشان داديم حرف ما اثر خواهد كرد، در محيطى كه اين حرف پراكنده مىشود ديگر آن وقت احتياج به اصرار و فشار و زور نخواهد بود، بلكه نفس جاذبه عمل، ديگران را وادار خواهد كرد به هماهنگى، همگامى و همآوايى. «٤»