دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦١
وفايتان و با احترام به سوگندى كه ياد كردهايد، اين محبوبيت را حفظ كنيد. «١» شما شاهد هستيد كه ملّت با شماست و ملّت شاهد است كه اين قواى مسلّحه تمام قشرهايشان، تمام افرادشان دارند براى اسلام و براى ايران جانفشانى مىكنند و فداكارى؛ سندش همين عكسهايى كه از اين جوانها در اين جبههها شهيد شدند و اشخاصى است كه در اين جبههها معلول شدند. «٢» تقويت روحيه اسلامى شما وقتى قدرت داريد، كه ملّت دنبال شما باشد. همانطورى كه ملّت بدون ارتش نمىتواند ادامه زندگى بدهد، ارتش هم بدون ملّت نمىتواند ادامه زندگى بدهد ارتشى كه ملّت با او مخالف است نمىتواند اين ارتش باشد، چنانچه ملّتى اگر هم ارتشش با او مخالف باشد، نمىتواند زندگى بكند. شما كوشش كنيد كه پيوند خودتان را با ملّت هر چه مىتوانيد تقويت كنيد و اين به تقويت جهات اسلامى است ... ما بايد كوشش كنيم كه هم تكليف ملى مان هست هم تكليف الهىمان هست، كوشش كنيم به اين كه اين كشور را حفظش كنيم و اين كشور حفظش به اين است كه ارتش، يك ارتش اسلامى جانباز باشد و با ملّت همراه باشد، منسجم باشد و خود ارتش هم منسجم باشند با هم و ساير قواى مسلّح هم با ارتش براد باشند كه هستند و سپاه پاسداران را شما در آغوش بگيريد، آنها شما را در آغوش بگيرند. همه شما در اين مسائل بايد ك، شا باشيد كه مملكت خودتان را نجات دهيد. «٣» تأسى به ارتش صدر اسلام در صدر اسلام ارتش يك پناهگاهى براى ملّت ها بوده است. محيط ارتش از محيط مردم جدا نبوده است ... در صدر اسلام اين معانى نبوده است، ارتش اسلام از مردم جدا نبوده است، محيط هيچ وقت محيط ارعابى نبوده است.
... ارتش در خدمت ملّت بايد باشد ملّت احساس كند كه ارتش از خود آنهاست، ارتش كه در خيابان مىآيد براى او گُل بريزند، نه از او فرار كنند. «٤»