دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠٧
مىزنند معرفى كرده است؟ آيا هر روز كشتار و ضرب و جرح آن هم به دست شما و يا كسانى كه شما هيچگونه حق اعتراضى به آنان نداشته باشيد با انسانيت سازگار است؟ «١» توصيه به تمرد از سران رژيم شما به عذر مأموريت، برادران دينى خود را به گلوله مىبنديد كه مسؤوليت آن علاوه بر شاه با خود شماست، بايد به حكم خداوند از فرمان ستمگران كه شما را به قتل و ظلم امر مىكنند سرپيچى كنيد و با كشتن برادران خود، جهنم دنيا و آخرت را براى خود نخريد و نالههاى مادران و پدران داغدار و جوان از دست داده را با گوش دل بشنويد، اينان مادران خود شما هستند. آيا فكر نكردهايد كه با گلوله خود حداقل يك خانواده بزرگ را در درد و رنج بىحد قرار مىدهيد.
اگر تا به حال هم دست به چنين اعمالى زدهايد، هر چه زودتر توبه كنيد و خود را در صفوف لشكر حق قرار دهيد، مطمئن باشيد كه پيروزى دنيا و آخرت از آنِ شما خواهد بود.
شما اى صاحب منصبان مسلمان و آزاده ارتش ايران! ديْنِ خود را به اسلام و مسلمين ادا نماييد و بيش از اين تن به ذلت ندهيد. «٢» دعوت پيوستن به ملّت من از ارتش محترم ايران سپاسگزارم كه در راهپيمايى عظيم تهران و ساير شهرستانهابه روى مردم و طنخواه خويش كه از ستمكارى پنجاه ساله دودمان پهلوى به جان آمدهاند، آتش نگشودند و دست خود را به جنايت بزرگى كه كار هميشگى فرمانروايان است، آلوده نكردند.
من در اين موقع حساس كه كشور و وطنمان در لب پرتگاه و بر سر دو راهى سقوط يا استقلال واقع شده است دست خود را به سوى نيروهاى زمينى، هوايى و دريايى وفادار به اسلام و وطن دراز مىكنم و براى حفظ استقلال و بيرون آمدن از يوغ اسارت و ذلت از آنان استمداد مىكنم. «٣»