دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩٦
دفعه يك جبهههاى تازهاى مىآيد اينجا و با ما چه مىكند و چه معاملاتى اين نانجيبها با اينها مىكنند.
من نمىدانم، واقعاً براى من معماست كه اين صاحب منصبهاى ما چرا اين قدر بىعرضهاند، چرا اينها اين قدر بىعرضه هستند؟ چرا نشستهاند تو خانهشان تا اين طور تحميلات بر آنها بشود؟ چرا مستشارهاى آمريكايى را اين طور اجازه مىدهند كه با آنها اينطور رفتار كنند، چرا اين مردك را بيرونش نمىكنند. «١» در مورد ارتش آنچه اساسى است، ساخت آن است كه با رهبرى و سلسله مراتبش مشخّص مىشود و تاكنون ارتش تحت رهبرى امريكا مىباشد. اين ارتش حتى در كادرهاى بالا توسط مستشاران و تكنسينهاى آمريكايى اداره و تقويت شده است، ولى در ميان افسران و سربازان تاكنون نشانههاى بارزى از بيدارى در برابر مبارزات مردمى ديده شده است. فراموش نكنيم كه اينها قبل از هر چيز ايرانى هستند و به هنگام زد و خورد، در روياروشان ايرانيان ديگرى قرار دارند. «٢» آن روز ارتش، يك ارتش وابسته بود كه مستشاران نظامى، مزدوران خارجى، مزدوران ايرانى خارجى در آن حكومت مىكردند و ابزار، قوانين، آييننامهها، تشكيلات و همه چيزش را از آنها ياد گرفته بود. «٣» پيش از انقلاب اين جا [ستاد مشترك ارتش] جايى بود كه افسران، درجهداران و پرسنل ارتش احساس افتخار نمىكردند زيرا حكومت با خبرههاى امريكايى بود كه در اتاقهاى اين ستاد سلطنت واقعى داشتند.
امروز نقش كارشناسان بيگانه در ارتش دوران پادشاهى در دهها كتاب و نوشته و مقاله كه بعد از انقلاب توسط خود آنها منتشر شده آشكار است. برادران ارتشى متعلق به اين آب و خاك هيچ كاره بودند. معلوم است كه بيگانهها در خانه ما از ما دفاع نمىكنند.
آنچه كه از آن دفاع مىكنند منافع خودشان است. «٤» آمريكايىها زمانى براى راهاندازى تجهيزات در ايران، كارشناس خيلى [سطح]