دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٦
ضعف و سستى و اغماض و سهلانگارى در هيچ يك از ابعاد كارتان نبايد بدهيد و بايد به مسائل با دقت بيشتر نگاه كنيد. «١» آگاهى از يگان تحت امر فرمانده بايد از اركان و اجزاى مختلف حيطه مأموريت خودش دائماً با اطلاع باشد؛ فرمانده غافل، فرماندهاى كه نمىداند در بخشهاى مختلف فرماندهى او و تحت مأموريت او چه مىگذرد، اين فرمانده قطعاً ناموفق خواهد بود. راهش هم بازرسىهايى است كه بايستى پى در پى انجام گيرد بازرسىها را بايد فعال كنيد شما اين حرفها را منتقل خواهيد كرد و بايد بكنيد به تمام سلسله مراتب فرماندهى، تا فرمانده يك دسته، تا فرمانده يك قسمت كوچك به قدر حيطه كار خودش بايد مواظب باشد.
نمىشود قبول كرد از يك فرماندهى، بىاطلاعى و ناآگاهى از حوزه مأموريت خودش را. تلاش، خبرگيرى، سؤال، خسته نشدن از اين قضيه و نظم پذيرى به معناى حقيقى كلمه.
... كوچكترين حادثه در حوزه مأموريت شما مربوط به شماست. بايد پاسخگو باشيد. «٢» ... فرماندهى آگاه، سرپا، حسّاس نسبت به جزئيات امور، دنبالهگير، البته در موارد خودش داراى انعطاف امّا بدون غفلت، و سهلانگارى غلط است. و بايد كسانى هم كه زيردست شما هستند اينگونه باشند.
ما مىخواهيم به اين صورت نيروهاى مسلّح اداره شوند، چه ارتش و چه سپاه و چه نيروهاى انتظامى، فرقى نمىكند. «٣» حضور فعّال در يگان حضور شماها در يگانهايتان واجب است. واجبترين كارها حضور شماست.
فرمانده لشكر برود تا سطح گردان، گروهان، مرتب سركشى، بازرسى نگاه كنيد نَفَس شما به او بخورد، اين خودش يك عالم كار مىكند، همهاش اين نيست كه بروى پول