دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٥
مقابله با بىنظمى هرگونه بىنظمى در انسان خصلتى است كه بايد سركوب شود. اگر يك انضباط قطعى و خشك و قوى نظامى در كار نباشد هيچ گاه واحدى به خود نظم نخواهد گرفت.
مقررات نظامى آن حركات سختى هستند كه روح بىانضباطى را در انسان سركوب مىنمايند. نقش فرماندهى نيز در اين جا بايد خود را نشان دهد و افراد زير نظر او بايد او را عادل و رهبر گروه خود بدانند تا ايمان و باور شما در دل افرادتان نباشد فرماندهى صحيح نمىتوانيد انجام دهيد. «١» تلاش دائم در بهبود سازمان در حال حاضر ارتش ما از بيشتر ارتشهايى كه سراغ داريد و مىشناسيد قويتر و منسجمتر و به درد بخورتر و در روزهاى سختى، كارآمدتر است؛ امّا از اين ده برابر مىتوانيد جلوتر برويد، هر كدامتان در هر جا كه هستيد آن جا را سنگر حق و حقيقت و ارزشهاى معنوى بدانيد. كار و تلاش كنيد و يك لحظه را هدر ندهيد. استحكام سازمانى بخش مربوطه و كل ارتش، كارهاى آموزشى- كه بسيار مهم است- كارهاى سازندگى، نوآورى و مثل همين كارهايى را كه داريد مىكنيد، جديتر بگيرد. «٢» بالا بردن كارايى درست مثل يك نظامى دقيق نگاه كنيد، ببينيد چه چيز به كارايىهاى سپاه مىافزايد؛ «آموزش»، بسيار خوب! دنبالش برويد، «انضباط»، بسيار خوب، آن را جدى بگيريد، «فرماندهى»، بسيار خوب، آن را پاس بداريد؛ هر چه كه فكر مىكنيد، ابزار و آلات مؤثر است، بسيار خوب، در آن زمينه خودتان را به تطوّر لازم برسانيد، فرض بفرماييد كه يك مجموعه نظامى اگر بخواهد خيلى كارايى داشته باشد به «تحرك مهندسى» نياز دارد در اين زمينه پيشرفت كنيد، نمونه باشيد از لحاظ قوّت و قدرت. «٣» استحكام عمل كارهاى خود را در تمام ابعاد بايد هر چه قوىتر و مستحكمتر انجام دهيد و اجازه