دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨
تفاوت دارند و به تعبير بهتر، از يك امتياز برخوردارند، امتيازشان اين است كه امام (ره) با اين كه رهبر همه بود، ولى مستقيماً فرمانده آنها بود. من بارها به ارتشيها گفتهام كه غير از دوران پيامبران، فرمانده كل قواى عارف و حكيم و عاشق و الهى در دنيا سراغ نداريم.
... ما در هيچ جاى دنيا، نه امروز و نه در گذشته، نيروهاى نظامىاى را سراغ نداريم كه تحت فرماندهى انسانى معنوى و الهى و عارف و داراى رقيقترين احساسات بشرى و در عين حال با قاطعيت و صلابتى كه هيچ فرماندهى در دنيا از آن برخوردار نيست، به حراست و دفاع از ناموس و حيات شرافتمندانه ملّت در مقابل تجاوزگران بپردازد. «١» افتخار ارتش اين است كه ... رهبرى چون امام امت فرماندهى آن را به عهده دارد؛ پس از صدر اسلام كه فرماندهى ارتش با رسول خدا و شخص اميرالمؤمنين بود ديگر هرگز نيروى مسلّحى در تاريخ مشاهده نشده است كه در قلّه تصميمگيرى و فرماندهى آن فردى باشد كه از او ايمان، معرفت، پارسايى، تقوا، خلوص و علم مىبارد و اين يك پديدهاى است كه در دنيا مثل ستاره درخشانى مىدرخشد و چشمها را سوى خود خيره مىكند. «٢» فرمانده فقيه وضعيت فوقالعاده و استثنايى امروز نيروهاى مسلّح جمهورى اسلامى به بركت توجّهات خداوند متعال و امام زمان عجل الله تعالى فرجه و رهبرى امام امت است. در دنيا هيچ نيروى مسلّحى را نمىيابيد كه فرمانده او يك انسان والا، وارسته، فقيه، زاهد، فداكار و در كل يك بنده واقعى خدا باشد. اين فرماندهى مخصوص شماست. «٣» فرماندهى نيروهاى مسلّح ما يك انسان وارسته و پارسا مىباشد. فرمانده كل قوا در نظام جمهورى اسلامى با الهام از فرمان قرآن فرماندهى مىكند و اين بزرگترين افتخار براى نيروهاى مسلّح ماست. «٤»