دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٠
رهبرى است، يك نوع اداره همه جانبه است، يك چيزى متكى به ذهن، احساس، عمل، جسم و روح است. اين فرماندهى با سازماندهى صحيح همان چيزى است كه در نيروهاى مسلّح موجب كارآيى مىشود. آن وقت ابزارها به كار مىافتد، ابزارها اگر كهنه است نو مىشود اگر نو است نگهدارى مىشود، ابزارها به وجود مىآيد و ساخته مىشود. بدون اين فرماندهى، بدون اين سازماندهى ابزارهاى نو هم از كار مىافتد، ابزارهاى كهنه هم زود از رده خارج مىشود. همانهايى كه نو هم است به درد نمىخورد ... بايستى نيروهاى مسلّح قوى باشند، آماده باشند و اين همان طور كه گفتم احتياج دارد در درجه اول به سازماندهى مستحكم، خوب، منحصر، روان، آشنا با ارزشهاى اسلامى و آميخته با اين ارزشها و در كنار آن و در قلب آن، فرماندهى با همه خصوصيات لازم. «١» اطاعت از فرماندهى اطاعت از فرمانده كل قوا ... از وظايف شرعى و اسلامى شما و همه قواى مسلّح است. «٢» لازم است از فرماندهان خود اطاعت كنيد كه عدم مراعات انضباط سربازى و پاسدارى موجب تضعيف قواى مسلّح است و كسانى كه شما را به اين نحو اعمال دعوت مىكنند درصدد تضعيف شما هستند و اگر آگاهانه كنند از دشمنان انقلاب و اسلام هستند و لازم است آنان را معرفى نماييد تا قاطعانه با آنان برخورد شود. «٣» ... اطاعت از دستور فرمانده واجب است، حكم عقل است، حكم شرع است، حكم تجربه است «٤» ... هر كس از مافوق خودش، در همان چارچوب ضابطهها و مقررات انضباطى- در عين حال كه هر دو با هم برادرند- بايستى اطاعت كند «٥»