دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠٩
اين شاه قابل اين نيست كه به او توجّه شود و ارتش بايد با ملّت باشد و ما ارتش را از خودمان مىدانيم. «١» تشويق به قيام شما و ما و ساير قشرها مكلفيم به ارتش بفهمانيم كه بايد زنجير تسلّط اجانب را با قدرت نظامى پاره كند و به ملّت بپيوندد و كشور را از ننگ فرمانروايى مستشاران اجانب برهاند زيرا اصلاح دين و دنياى همگى در آن است و بدون سرنگونى رژيم شاه، نجات امكان ندارد. بايد ارتشيان را آگاه گردانيد كه شاه و عمّال سرسپرده او، شما را در راه مقاصد شوم خود يا ابرقدرتها و غارتگران ضد حق به خدمت مىگيرند كه حفظ منافع اجانب و همدستى با اسرائيل نمونه آن است، و كشته دادن و ننگ از آن شماست و حفظ مقام و ادامه ستمگرى و غارتگرى از آن او و ستمگران است؛ هلاكت و برادركُشى، نصيب درجهداران جوان و سربازان است و استفاده از عياشى براى ديگران؛ بايد خود را از شرّ شاه نجات دهند و شاهد پيروزى را در آغوش كشند.
شما اى طبقه جوان ارتش! بپا خيزيد و كشور خود را از زبونى و ذلت نجات دهيد و دست غارتگران را كوتاه كنيد و شرف و عزّت را براى خود به يادگار بگذاريد و سعادت دو دنيا را بيمه كنيد.
وظيفه دانشجويان است كه در محيط دانشگاه هر چه بيشتر ارتش را براى يك قيام همگانى تشويق و ترغيب كنند و آنان را برادر خود بنامند و با صداى بلند سؤال كنند: آيا جواب گُل گلوله است؟ «٢» سلام اين جانب را به رؤساى مختلف ارتش برسانيد و به نيروهاى زمينى، دريايى و هوايى پس از تحيّت و سلام بگوييد ايران كشور شماست و ملّت ايران ملت شماست، به ملت بپيونديد. من مىدانم بسيارى از شما به ملّت و كشور اسلام وفادار هستيد و از اين كشتارها و غارتگرىهاى شاه خائن و بستگانش و جنايتكاران بينالمللى ناراحت هستيد. گاهى مطالب شما به من مىرسد.
ملّت شما لحظات حساسى را مىگذراند و شما بيشتر از ديگران پيش خداى بزرگ و