دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠٥
دانشكده آموخته بودند اما در عمل نه، شناگرانى بودند كه تمام فنون شنا را در كتاب خوانده بودند اما هرگز در يك درياچه هم شنا نكرده بودند در يك استخر هم دست و پا نزده بودند.
درياى عظيم و پرتلاطم و پر خطر جنگ پيش آمد و همه آن خواندهها و اندوختههاى ذهنى در عمل هم به كار آمد، هم تصحيح شد، هم به چند برابر خود تكميل شد. «١» آموزش نظامى در گذشته براى فرا گرفتن همين دورههايى كه امروز دانشجويان نظامى ما در اين دانشگاه و در دانشگاههاى ديگر نظامى فرا مىگيرند و بحمداللّه در سطح خوبى هم قرار دارد مجبور بودند به خارج از اين مرزها بروند تحميلها را تحمّل كنند تحقيرها را بپذيرند. تا چيزى ياد بگيرند يا نگيرند. آن كسانى كه براى خودشان حق تصميم گيرى براى ملّتها و كشورهاى جهان قائلند ملت ايران، نظامى ايران، عنصر ايرانى و همه ملتهاى غير خودشان را انسانهاى درجه دوم به حساب مىآوردند. «٢» در رژيم گذشته اين خرجهاى گزاف براى تربيت خلبانها بدين خاطر انجام مىگرفت كه بتواند يك انسان را از سابقه، ريشه، تاريخ و تفكر و اخلاق و ايدئولوژىاش بيگانه كنند تا بتوانند به راحتى وى را در اختيار بگيرند. «٣» خلبانان ايرانى در رژيم گذشته در امريكا آموزش مىديدند اما اكنون ما خودمان بهتر از هر كشور ديگرى خلبان تربيت مىكنيم. «٤»