دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠٠
علىرغم اين كه عوامل استكبار جهانى سعى فراوان كردند تا فرهنگ منحط و خواركننده امريكايى را در جسم و جان ارتش ما تزريق كنند و پرسنل نظامى ما را با اين فرهنگ آميزش دهند، امّا امروز به فضل الهى كه در همه شؤون ما به وجود آمده، اين تلاشها يكسره خنثى شده است. «١» در نظام ستم شاهى هر كس بند و بست بيشترى داشت و تَشَبُّث بيشترى مىكرد و به فرهنگ منحط آن رژيم علاقه بيشترى نشان مىداد جلوتر مىرفت و بسيارى از افراد كارآمد و با ايمان امكان ترقى نداشتند، اما امروز در ارتش جمهورى اسلامى ايران آن كس جلوتر است كه ايمان، علاقه و همچنين كارايى و تخصصش از ديگران بيشتر باشد و اين يك تحول در ارتش است. «٢» آن زمان سعى مىشد ارتش از حقايق اسلامى به دور باشد و فرصت نمىدادند تا ارتشىها با معارف اسلامى آشنا شوند با همه اين شرايط شما آشنا شديد و هر چه بيشتر براى آشنايى با دين تلاش نماييد. «٣» آن چيزى كه ما، در نهاد ارتش احساس مىكنيم و آن را تفاوت اساسى با ارتش قبل از انقلاب مشاهده مىكنيم ايمان اسلامى و انقلابى است. «٤» ستم به مردم در زمان طاغوت هيچ رابطهاى بين مردم و ارتش وجود نداشت و آن روز مردم در رأس ارتش، فرماندهان خائن، شهوتران، رشوه خوار، لاابالى، بىاعتماد و سست عنصر را مىديدند و كارهايشان را مىفهميدند، در حالى كه امروز هيچ گونه از اين مفاسد در ارتش وجود ندارد و مردم اين را درك مىكنند. «٥» در زمان گذشته نيروهاى مسلّح مورد عطوفت مردم قرار نمىگرفتند و حتّى حرمتى كه سعى مىشد وجود داشته باشد رعايت نمىشد و فرماندهان به زير دستها به چشم يك انسان زير دست نگاه مىكردند و اين اختلاف طبقاتى تا بالاترين سطح سلسله