دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩٤
خدا ارزنده است، لكن ارتش كه بايد يك ارتش مستقلى باشد و غرور ارتشىاش محفوظ باشد، الان بحمداللّه اين مطلب حاصل است براى شما. «١» ما نمىخواهيم كه وقتى مىرويم سراغ نظاممان، وقتى كه مىرويم سراغ لشكرمان، آمريكايىها بيايند ادارهاش بكنند تحت نظارت مستشاران آمريكايى باشند، يك ارتش انگل درست كنند، يك ارتشى كه مال ايران را صرف در راه او بكنند و او تحت نظارت و تربيت مستشاران آمريكايى براى آمريكايى بخواهد كار بكند. «٢» ارتشى كه دهها هزار نفر از خارج مستشار برايش مىآيد و آقا بالا سر برايش مىآيد، نمىتواند يك ارتشى باشد كه براى كشور خودش مفيد باشد او براى كشور ديگرى مفيد است، در خدمت ديگرى است. «٣» ... اگر مجلس، مجلس ملّى بود و مال مردم بود كه نمىگذاشتند اين همه اسلحه بخرند، نفت ما را بدهند و آهن بخرند، آهنى كه نمىتوانند به كار بيندازند، خودشان هم متحيرند، بايد مستشار آمريكايى و متخصص امريكايى بيايد نشان بدهد و به اينها هم نشان نمىدهند.
... آنها آمدند اينجا با حقوقهاى گزاف، حقوقهاى گزاف كه ما اطلاع نداريم تصورش هم نمىكنيم كه اينها هر يكيشان ماهى چقدر مىگيرند، همين قدر عددشان را مىگويند زيادند. مستشارها و تبعاتشان چند صد نفر و يا چند هزار نفر، من الآن نمىدانم ... آن وقت اينها مگر به نظامى ما تعليم نظامى مىدهند؟ اينها مىخواهند اين نظامىها را همين طورى نگه دارند كه هر طورى دلشان مىخواهد عمل بكنند.
اگر ما يك ارتش انگلى نداشتيم و يك ارتش مستقل داشتيم اجازه نمىداد كه مستشارها بيايند همه چيزها در تحت دستور آنها باشد و اينها صاحب منصبهايشان جز آلت هيچ چيز نباشند، براى اين كه ارتش ما هم يك ارتش نيست. «٤» اين همه صاحب منصب توى ارتش وقتى ديدند كه صاحب منصبهاى امريكا آمدند چه كردند، همه استعفا بدهند ... اگر همه اينها يك روز استعفاى خودشان را