دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩١
شرايط رنج مىبردند و خون دل مىخوردند. «١» ارتش ايران آن روزى كه حكّام غير مردمى بر كشور حكومت مىكردند غير مردمى و وابسته به بيگانگان بود امّا امروز يك مجموعه عظيم مردمى در ارتش براى عقيده، ايمان و ميهن خود تلاش مىكنند و اين افتخار بزرگى است. «٢» قبل از انقلاب، نيروهاى نظامى به هيچ وجه خودكفا نبودند، احتياجات نيروى هوايى، دريايى و ساير قسمتها بايد در بيرون از اين مرزها تأمين مىشد و اين براى يك ملّتبزرگ ننگ و سرشكستگى بود كه به ملت ما تحميل شده بود. «٣» اين سازمان [صنايع دفاع] با هدف وابسته كردن وسايل دفاعى كشور به بيگانگان ايجاد شده بود و حضور بيش از دو هزار و پانصد خارجى فقط در يكى از بخشهاى آن كه پنج هزار پرسنل داشت مؤيّد اين نكته است ... هدف دو هزار و پانصد خارجى در سازمان صنايع دفاع ممانعت از بروز استعدادها و خلاقيتهاى ايرانيان بوده و اين خيانتى بزرگ به اين ملت بود. «٤» در گذشته بيگانگانى در ارتش بودند و احترام كاذبى براى خود كسب كرده بودند، آن احترام، احترام استادى نبود بلكه احترام اربابى بود. ارتش ايران در طول زمان روزى فرانسوىها، انگليسىها، بلژيكها را بيرون كرده است و امروز هم امريكايىها را. «٥» سران سرسپرده ارتش در زمان طاغوت از سه بخش: اقليت سرسپرده، اقليت طرفدار انقلاب و اكثريت بىخبر كه بدنه اصلى ارتش به حساب مىآمدند، تشكيل شده بود. «٦» در ميان ارتش، فرماندهانى هستند كه از شاه پشتيبانى مىكنند و خود آنان در غارتگرى و چپاول شريك جرم شاه هستند. بديهى است كه اينان حساب خودشان را از مردم جدا كردهاند و هرگز به مردم نمىپيوندند و ليكن سربازان و افسرانى كه با مردم پيوند دارند و خود آنان از وجود رژيم شاه رنج مىبرند دير يا زود به مردم مىپيوندند و