دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨١
موزه نظامى توفيق ديدار موزه نظامى، احساس نشاط و سرافرازى را نيز در هر كسى كه روح ابتكار و خلاقيت و آغازگرى در انسانهاى انقلابى را امروز مىپسندد، زنده مىكند، من نيز اين احساس را دارم و در اين موزه گزاره زندهاى از تاريخ سياسى، نظامى، اجتماعى ملّت عزيز و انقلابى ايران را مشاهده مىكنم. اميد است دستاندركاران موفق به توسعه و تكميل آن نيز بشوند. «١» اين موزه نظامى در حقيقت يك تاريخ است، ما وقتى به اين سلاحهاى گوناگون نگاه مىكنيم تاريخمان را از چند بُعد مىبينيم:
اولًا يك تحول و تطور تكنيكى كه تكنيكهاى ساده چگونه به تكنيكهاى پيچيده تبديل مىشود؛ مثل يك تكه آهن به نام خنجر، چگونه به سلاحهاى گرم، مخرب و ويرانگر تبديل شده است. اين چيزى است كه براى هر كس كه علاقمند به تحول و تطوّر انديشه و دانش بشر هست جالب است. آرزوها، ديدگاهها و چشم اندازهاى ما براى صلاح بشر در آينده مىتواند چشم اندازهاى بسيار روشن و بازى باشد و اين تطور را كه مىبينيم باعث اميدوارى است.
از طرف ديگر، تاريخ سياسى است مثلًا ما در تابلويى كه مشاهد مىكنيم گارد ويژه محافظ ناصرالدين شاه در جلو صف كشيدهاند و فرمانده آنها يك افسر موبُور انگليسى است. اين يك درس سياسى براى ماست.
و اين كه ما مىبينيم سلاحهاى خارجى با آرم شير و خورشيد ايران در زمان ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه به كشورمان مىفرستند. اين براى ما يك درس سياسى است. «٢»