دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧
در اوايل شروع جنگ، سپاه يك چيز كوچك و طفل تازه به دنيا آمدهاى بود، منتها تغذيه صحيح اين موجود پديد آمده در بستر انقلاب اسلامى، به صورت پى در پى از مواد جارى انقلاب او را خوش بُنيه و قوى و بالنده كرد، تا آن روزى كه اوّلين معجزهنمايىها را حقايق انقلابى به دست اين جوانان در جبهه انجام داد. تودههاى بىشكل به شكل يگانهاى منظم درآمدند، عشقها و شورهاى بىمهار، در چارچوب قواعد و قوانين زبده رزمى مشغول كار شدند. عشاق فداكارى و جهاد، راه منطقى و عاقلانه جهاد موفق و منظور نظر پروردگار را در تجربه پيدا كردند. «١» يك نكته اساسى در باب بسيج و سپاه هست كه اين را نبايد فراموش بكنيد و آن، اين است كه سپاه و بسيج يك نيروى حرفهاى رزمنده محض نيست. يك نيروى حرفهاى رزمنده به هيچ چيز غير از جنگ يعنى رفتن در ميدان نمىانديشد. جنگ هم يك قواعدى دارد كه به آن عمل مىكند. سپاه و بسيج، جنگ را براى يك ارزش بالاترى انجام مىدهد چون شما، ارتش متولد شده با انقلاب هستيد همزاد با انقلابيد. «٢» حافظ نظام انقلاب اسلامى و نظام ارزشى اسلام، اگر بخواهد بر پا بماند، بايد سپاه و بسيج بماند، اين شعار نيست، اين فلسفه دارد، پايه منطقى و فلسفى دارد ... چون دنيا، دنياى متعرّضى است، دنياى مادىاى است، دنيايى كه در آن استكبار وجود دارد و استكبار طاقت نمىآورد كه پرچم توحيد را، پرچم لا اله الّا اللّه را در اهتزاز ببيند. بايد اين را محكم نگه داشت، و اين بدون جهاد نمىشود.
و آن نيروى مسلّح و سازمان مسلّحى كه براى اين كار به وجود آمده است، همين سازمان مبارك است، همين شجره طيّبه است كه «اصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِى السَّماء» «٣» «٤» سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در سايه روحيه انقلابى و معنويتى كه از سرچشمه جوشان دل منوّر و روح مصفّاى آن امام عارفان و قدوه صالحان، پيوسته مىجوشيد و بيش از همه، جوانان رزمنده و خالص سپاه و بسيج را سيراب مىكرد، توانست نقش